عشق آمدنی بود نه آموختنی+گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج +

عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده های چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی انتظارو انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق…

Read More

شعر .شعر.شعر…

چشمهاي ساده ام خسته ي نگاهها         طاقتي که طاق شد در حضور آهها يک اميد بي رمق دردلم نشسته است      خسته ميکند مرا امتــــــــــــداد راهها اي صداي شعر من ! باورم نمي شود         درد پاي کهنه است سهم بي پناهها قطره قطره اشک شد بغضهاي ساکتم        پس چرا نيامدي روز و ماه و سالها ؟ با تمام خستگي باز هم صدا زدم               جاي عشق را گرفت عاقبت گناهها تا طلوع چشم تو پلک هم نمي زنم            گرچه خسته ميشوم در مسير راهها ****************************************** کوچه‌ها منتظر بانگ قدم‌هاي تو اند تو…

Read More

دلتنگی

بر من می خندی فواره می کنی همه ی عقده های کهنه ات را           بر پلک های سکوتم ! چه سخت است سبز خواستن اما جرات رویش در تو متلاشی شود ! و تو همچون تگرگ بر من می باری بی آنکه بفهمی  من توان هجومت را ندارم ! می ایستم می شکنم می ایستم می شکنم و این تکرار همیشگی در من طوفانی شده است . گاه گاه با کودک لجوج دلبستگی هایم می نشینم و نگاهت می کنم تشنه به سمت آبشارت هجوم می برم بی آنکه…

Read More