عادت قدر شناسي را در خود تقويت كنيد گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج +

• هر وقت به كسي لطف مي كنيد اعتماد به نفس شما به همان مقدار بالا مي رود . • بهترين عبارت براي حل يك اختلاف اين است « شايد من اشتباه مي كنم .» • راست بايستيد ، سرتان را بالا نگه داريد و سر حال و قبراق راه برويد خواهيد ديد احساس عملكرد بهتري داريد. • عادت قدر شناسي را در خود تقويت كنيد . • ياد گيري صحبت كردن در جمع اعتماد به نفس شما را به ميزان بسيار زيادي افزايش مي دهد . • لازمه اعتماد…

Read More

عشق آمدنی بود نه آموختنی+گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج +

عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده های چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی انتظارو انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق…

Read More

سخنان طلایی +گفتاردرمانی جامع انلاین گوهردشت کرج

خوش بختی خوش بختی آن دورها نیست، بیرون نیست؛ خوش بختی پشت رخ دادهای آمده و نیامده نیست؛ خوش بختی در پس دست یافته ها نیست؛ خوش بختی، درونی است؛ همین نزدیکی ها، جایی گوشه قلب آدم. **************** نوای درون “تا بهار دلنشین، آمده سوی چمن ای بهـــار آرزو بر ســـرم سایه فکن چون نسیم نوبهار بر آشیــــانم کن گـــذر تـــا که گلبـــاران شـــود کلبــه ی ویـران من” ***************************************** فریادیست در سکوتم از دوست داشتن جاده ایست در نگاهم ازعشق اما نه سکوتم را خواندی نه نگاهم را *************************************** دلم…

Read More

گفتاردرمانی جامع انلاین سه راه گوهردشت کرج + شعر

برای من ….. برای من ، هنوز هم تو مثل یک خیال خوب شبیه آرامش عشق ، غرور یک ستایشی ! برای من همیشه تو ، از آسمان رسیده ای زلال و آبی و رها ، به رنگ پاکی ابرها که از خدای آسمان ، به قلب من ، نشسته ای برای من، هنوزهم ، تو حس خوب بودنی پر از طنین امن عشق ، خود مقدس منی برای من هنوز هم ، تو مثل یک نیایشی عمیق و آبی و شریف ، وسیع و سبز وسر بلند که می رسانی ام…

Read More

خسته از ….

خسته از عشق , خسته از محبت و مهرباني, بريده از صداقت و صفا , زخم خورده ي كلامي  عاشقانه اعتمادي بي مورد , با غروري شكسته در ميان اين آشفته بازار تو را يافتم وپنداشتم  تو از قبيله ي انسانيت آمده اي تو از جنس صداقتي , از چشمانت مهرومحبت را مي توان آموخت. كلامت نشان معرفت و وفاست.دستانت سخاوت را هديه ميدهند ومن متحير كه تو را چه به اين آشفته بازار؟؟؟ تو را اينگونه يافتم وليكن نگرانم , نگران كه مبادا در اين آشفته بازار انسانيت را…

Read More

خانواده یعنی ….

        I ran into a stranger as he passed by با مردي كه در حال عبور بود برخورد كردم “Oh excuse me please” was my reply. معذرت ميخوام He said, “Please excuse me too; من هم معذرت ميخوام I wasn’t watching for you.” دقت نكردم We were very polite, this stranger and I. ما خيلي مؤدب بوديم ، من و اين غريبه We went on our way saying good-bye. خداحافظي كرديم و به راهمان ادامه داديم But at home a difference is told, اما در خانه چيزي…

Read More

دل نوشته

….. سالی به سال پیش دوخته شد سالی به سالهای عمرما نیز افزوده شد به راستی که دستان مهربان بافنده سالهای عمرمان چه مهربانانه مشغول بافتن این نقش و نگاره رنگارنگیست ، که با برخورد میله های بافتنیش سرود زندگی را نوید دهد سرود یک لحظه نفس کشیدن   سرود یک لحظه خندیدن   سرود  یک لحظه گم شدن ، در اعماق وجود ، و سپس پیدا شدن با شنیدن و لمس ، این موسیقیه زیبا در انتهای هستیه درون. باری چه خوش می نوازد این روح در کالبد وجود ، پنداری…

Read More

دل نوشته

      حتی اگر فقط     توی سی دقیقه می‌بازید. سی دقیقه که تو حالت خوب نیست و او حالش خوب است و دلش خواسته است برای تو تعریف کند که چرا خوب است اما تو حواست نیست، حواست به خودت نیست، به او که دوستش داری نیست، به دوستی‌تان نیست و پس‌اش می‌زنی، می‌زنی زیر همه چیز توی بی‌حواسی و تمام می‌شود، با همه‌ی زیبایی و سادگی و پاکی‌اش، با همه‌ی بی‌حاشیه بودنش، با همه‌ی آن همه که همدیگر را می‌فهمیدید، با همه‌ی آن همه خاطره‌ی خوب،…

Read More

دل نوشته

 رسیدن آدم‌ها تا یک روزی از زندگی‌شان شاید فقط زندگی را خیال می‌کنند، زندگی را واقعا زندگی نمی‌کنند. خیال می‌کنند که فردا که زندگی‌شان شروع شود همه‌ی آن‌چیزها که باید یاد گرفته باشند را یاد می‌گیرند و از بهترین دانشگاه‌های دنیا بالاترین مدرک‌ها را می‌گیرند و آن خانه‌ی رویایی توی آن خیابان رویایی را می‌خرند و آن ماشین محبوب‌شان را سوار می‌شوند و با معشوق رویایی‌شان بالاخره ازدواج می‌کنند و بچه‌های‌شان را که زیباترین اسم‌های دنیا را برای‌شان انتخاب کرده‌اند برای درس خواندن به بهترین مدرسه‌ی شهر می‌فرستند. حتا اگر…

Read More

دلتنگی

بر من می خندی فواره می کنی همه ی عقده های کهنه ات را           بر پلک های سکوتم ! چه سخت است سبز خواستن اما جرات رویش در تو متلاشی شود ! و تو همچون تگرگ بر من می باری بی آنکه بفهمی  من توان هجومت را ندارم ! می ایستم می شکنم می ایستم می شکنم و این تکرار همیشگی در من طوفانی شده است . گاه گاه با کودک لجوج دلبستگی هایم می نشینم و نگاهت می کنم تشنه به سمت آبشارت هجوم می برم بی آنکه…

Read More