عزت نفس و لکنت |مجهزترین توانبخشی آسیا برجی

عزت نفس و لکنت |مجهزترین توانبخشی آسیا برجی

 

 

عزت نفس طبق توصیف ناتائیل براندن که در حال حاضر از پیشکسوتان جنبش عزت نفس است از دو رکن اصلی‌ تشکیل شده 1- عملکرد خوب

2- احساس خوب.

عزت نفس عتماد کردن به توانایی‌ خود در اندیشیدن و عتماد به تونایی خود به کنار آمدن با چالش های زندگی‌ است (عملکرد خوب). عتماد به حق برای موفق و شاد بودن، احساس ارزشمند بودن و شایسته بودن است، داشتن حق اهساسیت ارزشمند بودن و شایسته بودن است. داشتن حق ابراز نیاز ها و خواسته هاست، ابراز میل رسیدن به ارزش ها و برخور دار شدن از ثمرات تلاش های خویشتن است. در حقیقت عتماد کردن به ذهن و دانستن اینکه همه شایسته رسیدن به خوشبختی هستند جوهر عزت نفس است.

مبنای هر آنچه که انجام می‌ دهیم عزت نفس است. هدف از تقویت عزت نفس این است که کودکان (یا افتاد) تصویر مثبت تاری از خود داشته باشند و بتوانند در موفقیت های مختلف قضاوت صحیحی از خود و عمل خود داشته باشند. این کار (افزایش عزت نفس فرد یا کودک) باید از دوره پیش دبستانی آغاز شود، در طول این دوره آنها یاد می‌ گیرند که با درایت بیشتری عمل کنند. احساس عزت نفس یکی‌ از ثمرات خوب عمل کردن است. احساس عزت نفس شادکامی در مجموع پیامد غلبه بر مشکلات و پرداختن به کارهای موفقیت آمیز و چیره شدن بر ناکامی و کسالت ها و برنده بودن است. البته منظور عزت نفس این نیست که با افکار مثبت تو خالی‌ عزت نفس را بالا ببریم. همانطور که عموم مردم خوش بینی‌ را به صورت در نظر گرفتن نیمه پر لیوان یا دیدن لایه ای بررق در هر پدیده یا عادت به انتظار پایانی خوش داشتن، برای هر دردسر واقعیی‌ در نظر میگیرند در تمام موارد تجلیاتی از خوش بینی‌ و مثبت اندیشی‌ وجود دارد اما با این حال خوش بینی عمیق تر از اینهاست. مبنای مثبت اندیشی‌ و خوش بینی‌ در عبارت های امیدوار کننده و یا تجسم موفقیت جای ندارد بلکه در نحوه تفکر افراد درباره علت ها ریشه دارد.

فرضیه ما اینگونه است که افراد (کودکان) دارای لکنت از عزت نفس پایینی‌ برخوردارند.

لکنت انقباض ناگهانی و غیر ارادی یک یا چند عضله گفتاری می‌ باشد. لکنت در همه جهان و در همه فرهنگ ها و نژاد ها وجود آرد. علت لکنت هنوز یک راز است. شروع لکنت در 2 – 5 سالگی می‌ باشد زمانی‌ که بسیاری از استرس های معمول روی کودک وجود دارد ) رشد گفتار و زبان، رشد رفتاری، رشد اجتماعی‌ و … ) شدت پیدا می‌ کند. تکرار احساسات منفی‌ و ایجاد نگرش منفی‌ در باره خود و ارتباط در فرد دارای لکنت مشکل وی را حادتر می‌ کند. رفتارهای ثانویه و اجتنابی از افراد و موقعیت ها و گفتار پیامد های دیگر است، علاوه بر رفتارهای هسته ای و اصلی‌ (تکرار، قفل و کشیده گویی) باقی‌ می‌ مأند که شدت می‌ بخشد.

وقتی‌ فرد دارای لکنت بازخوردهای منفی‌ از محیط نسبت به لکنت خود می‌ گیرد تلاش می‌ کند که لکنت نکند و طبق فرمول عزت نفس از ویلیام جیمز پدر روانشناسی‌ نوین:

عزت نفس = عمل و انتظار / موفقیت

این شخص آرزو و انتظار خود را بر مبنای لکنت نکردن می‌ گذارد و در این جهت تلاش می‌ کند و چون نتیجه حاصل نمی‌ شود و فرا دچار شکست می‌ شود، موفقیت (صورت کسر) کاهش می‌ یابد. در نتیجه عزت نفس فرد کاهش می‌ یابد و این مساله با گذشت زمان شدت می‌ یابد.

نتیجه : در درمان افراد دارای لکنت هدف نباید تنها بر گفتار آنها تاکید داشته باشد بلکه علاوه بر رسیدگی بر احساسات و نگرش های افراد، باید در جهت افزایش عزت نفس آنها نیز اقدام شود. واکسن اجتماعی‌ برای افراد دارای لکنت در جهت مقابله با این مشکل و پیامد های آن عزت نفس است. تزریق احساسات عزت نفس بالا باید هدف عینی تعلیم و تربیت و فرزند پروری باشد بالاخص در کودکان دارای لکنت. و بهترین زمان جهت این امر (خطیر) مهم طبق گفته سلیگمن زمان کودکی و حتی سن پیش از مدرسه است.

 

مرحله جهت یابی‌:

در طی‌ این مرحله درمانگر همراه با مراجعه به شناسائی افکارها و باور ها و نگرش های تاثیر پذیرفته می‌ پردازند و هم چنین با هم دیگر راهکار درمانی مناسب برای باورهای غلط پیدا می‌ کنند.

برنامه درمانی کنترل ناروانی کوپر که سیب لکنت نامیده می‌ شود برای کمک به مراجیعن در مرحله جهت یابی‌ مفید می‌ باشد.

شوری مرحله دوم فاز مشاره زمانی‌ می‌ باشد که درمانگر مستقیما شروع به تغییر برخی‌ از جنبه های سندرم لکنت مراجعه می‌ کند. مثل ترغیب مراجعه توسط درمانگر برای حفظ تماس چشمی در جلوی آینه به این ترتیب که لیستی از موقعیت های مورد نظر را برای ایجاد تماس چشمی خارج از جلسه درمان فراهم می‌ کند.

هدف اولیه این تکالیف مهیا کردن فرصت هایی‌ برای درمانگر جهت مشاهده الگو های رفتاری، احساسی‌ و شناختی‌ مراجعه در جهت تغییر سندرم لکنت می‌ باشد.

هدف دوم تغییر سندرم لکنت است، گرچه تمرکز اصلی‌ بر مشاهده فرصت هایی‌ برای مهارت های /کپینگ مراجعه می‌ باشد. مشاهده پاسخ های مراجعه و سپس جلب توجه مراجعه نسبت به پاسخ های خود در این پروسه آگاه سازی ایجاد می‌ شود. مراجعه می‌ باشد. مشاهده پاسخ های مراجعه و سپس جلب توجه مراجعه نسبت به پاسخ های خود در این پروسه آگاه سازی ایجاد می‌ شود.

مراجعه و درمانگر پاسخ ها را بعنوان تسهیل گرم و یا باز دارنده جهت بدست آوردن اهداف درمانی برسی‌ می‌ کنند. درمانگر نباید از مقاومت نسبت به انجام تکالیف بصورت زیرکانه یا غیر زیرکانه توسط مراجعین شگفت زده شوند، بعضی‌ مواقع ممکن است مراجعه به سختی هم نتواند فعالیت خواسته شده درمانگر را انجام دهد.

درمانگر می‌ تواند با پاسخ های مناسب این موانع دست و پا گیر روند درمان را ترسی‌ بخشد. تشخیص مهارت های Coping چه تسهیل گرم و اچه من توسط درمانگر انجام میگردد، به آن ها اشاره می‌ شود و مراجعه تشویق به بیاد آزاد آنها می‌ گردد. این تدبیر درمانی رویارویی نامیده می‌ شود. رویارویی بیان شفاهی‌ درمانگر جهت دست یابی‌ به پایه ریزی اهداف درمانی موافقت شده، برای کمک به ارتباط بوسیله بیان مهارت های Coping (سه جز شناخت، احساس و رفتار) می‌ باشد. رویارویی متفاوت از هدف گیری احساسات، رفتار ها و نگرش ها در مراحل آغازین درمان است. در مرحله جهت یابی‌ درمانگر در توصیف مشکل سندرم لکنت مراجعه را یاری می‌ دهد. رویارویی مراجعین را در دریافت صحیح تر الگو های پاسخ یاری می‌ دهد تا اینکه راهنمایی‌ ها و آموزش های درمانگر را جهت انجام تغیرات انجام دهند. درمانگر باید از قبول فرد با قبول رفتاری بتواند تمایز قائل شوید و از انجام دادن مراجعه اطمینان داشته باشد. چگونگی‌ انجام رویارویی در جهت ایجاد رابطه بسیار مهم می‌ باشد. درمانگر باید آشکار الگو ها را بیان کند اما برچسب خوب و بد بر آن ها نزند. ذهنی‌ سازی مهارتی شناختی‌ می‌ باشد که در خیلی‌ از موقعیت ها مناسب می‌ باشد. با بیان موارد، مراجعه ابتدا حالتی‌ تدفی می‌ گیرد و ممکن است صحبت و مشاهدات درمانگر را انکار نماید. با ادامه رویارویی، شواهدی از منفی‌ گرایی مراجعه مشاهده می‌ شوید. مثلا مراجعه صحبت نمی‌ کند، دیر می‌ آید، درمان را هدر دادن زمانش می‌ داند. البته برخی‌ رفتار ها هم نشانگر تجربه احساس خوب درمان است، درمانگر وظیفه دارد که این احساسات را به صورت کلامی‌ تقویت کند. رویکرد های رویارویی با هم متفاوتند و با توجه به نیازی های درمانگر و هر مراجعه ممکن است یک تکنیک خاص مفید باشد. برای بسیاری از مراجعین بیان تجربیات مربوط به روانی‌ گفتار مناس می‌  باشد. همواره باید از مراجعین خاصت تا واژه ها را معنی‌ کنند. مثلا درباره احساس شرمندگی از تماس چشمی در دارو خانه توضیح بیان کند.

رویکرد مانی هم با بر انگیختن پاسخ های احساسی‌، مفید در عمده است. ممکن است مراجعه حتی در آغاز تصور کند که درمانگر با او بازی می‌ کند و یا به هیچ چیزی اعتقاد ندارد. بر خلاف آن برخی‌ فعالیت های درمانگر مراجعین را تشویق به بیان احساسات می‌ کند، درمانگر باید مراجعین را با پاسخ های مثبت صادقانه رو به رو کند. برخی‌ بیانات مثبت درمانگر نسبت به مراجیان بر پایه رجوع به رفتار می‌ باشد.

باز ایبیانات مثبت درمانگر ممکن است که توسط مراجعه بصورت ناا مناسب تفسیر شوید. مراجعین احساس دارند که درمانگر رئیس وار رفتار می‌ کند و یا ممکن است بیان مثبت رفتاری را که درمانگر ارائه می‌ دهد را نپذیرد. بی‌ شک درمانگران تجارب منفی‌ در پاسخ به اعمال خود توسط مراجعین مقاوم به درمان را خواهند داشت. بیان احساس مثبت باید همراه با توصیف الگو های مراجعه که احساس منفی‌ را بیرون می‌ کشد، باشد. البته درمانگر باید از تعمیم احساس منفی‌ جلوگیری کند. درمانگران باید به شکل ماهری ناا امیدی های ارتباطات بینابینی را به مراجعینشان انتقال ندهند. بیان احساس مربوط به تامل بین فردی، هدفی‌ مشخص در مرحله رویارویی می‌ باشد. با بیان احساسات خود، درمانگر مدلی‌ جهت بیان احساسات مراجعه می‌ شوید. درمانگران بطور معمول، تدابیر رویارویی را از سخت ترین رویه های فرایند مشاوره برای بیرون کشیدن احساسات مراجعه می‌ دانند. درمانگران بی‌ تجربه ممکن است استفاده از پتانسیل تدابیر را کنار بگذارند، چون بیان احساسات منفی‌ را ناراحت کننده می‌ دانند. درمانگران با تجربه بیان احساسات منفی‌ را فرصتی ایده آل برای اطمینان مجدد مراجعین جهت ارزش دادن به بیان هر دی احساسات منفی‌ و مثبت می‌ دانند. نتیجه موفق مرحله ارتباط مشاوره، ایجاد بیانات مراجعه به صورت صریح و آزاد و صادقانه نسبت به احساسات و نگرش هایی‌ درباره ارتباط دو طرفه است و نگرش هایش نسبت به لکنت. علاوه بر این مراجعین ممکن است شروع به شناسائی و شاید تغییر احساسات و رفتار و نگرش هایشان کنند که بعنوان موانیی در فرایند رشت و احساس کنترل روانی‌ در نظر گرفته می‌ شوند.

 

 

Related posts