کودکان دارای اختلال های زبان و گفتار در گفتاردرمانی عظیمیه|گفتارتوان گستر البرز

کودکان دارای اختلال های زبان و گفتار در گفتاردرمانی عظیمیه|گفتارتوان گستر البرز

1 اختلال های زبان و گفتار

زبان و گفتار، ابزاری هستند که برای ارتباط مورد استفاده قرار می گیرند. کودکان مبتلا به اختلال های ارتباطی ممکن است با مشکلات بسیار ظریف یا خاصی در صحبت کردن، فهمیدن یا شنیدن مواجه باشند. از آنجایی که مهارت های ارتباط در آموزش، رکن اصلی را دارد، بنابراین معلمان برای کمک به این دانش آموزان و شناسایی مشکل آنان نقش مهمی بر عهده دارند. همه ی ما از طریق ارتباط کلامی با یکدیگر رابطه برقرار می کنیم و صدای خود را در صحبت با افراد گوناگون تغییر می دهیم، به عنوان مثال شیوه ی صحبت کردن ما با کودکان متفاوت از صحبت ما با بزرگ ترهاست. همچنین می توانیم از طریق خواندن کتاب ها و مطالب روزنامه ها، اطلاعات را دریافت کنیم و به وسیله ی نوشتن، پیام خود را منتقل نماییم و در صورت نیاز، به توضیح بیشتر آن بپردازیم. ارتباط با دیگران خواه به طور شفاهی یا از طریق نوشتاری، شیوه ای است که ابتدا از طریق زبان بومی انجام می شود.
مشکلات ارتباطی یکی از مشکلات کودکان استثنایی مانند کودکان کم توان ذهنی، کودکان مبتلا به اختلال های یادگیری و دانش آموزان مبتلا به مشکلات عاطفی و رفتاری است که در این کتاب با آنها آشنا شدید. از آنجایی که مشکلات ارتباطی بسیار ظریف است بنابراین ابتدا به توصیف اجزاء ارتباط می پردازیم.

اجزاء ارتباط

الف ) گفتار (1)
گفتار به معنای تولید شفاهی کلمات در یک زبان معین است و تنها زمانی که اصوات بتوانند کلمات معنی داری را تولید کنند، به گفتار تبدیل می شوند. گفتار به وسیله ی ترکیبی از اعمال بخش های گوناگون دستگاه صوتی اعم از ریه ها، حنجره، ساختارهای گوناگون دهان ( مانند زبان و لب ها ) تولید می شوند. حرکات این ساختارها منجر به ارتعاش هوا و سپس علامت صوتی می شود. گفتار خصوصیتی دارد که در آن فکر به صورت کلمات در می آید. گفتار ساختار پیچیده ای دارد. صداهای گفتار ترکیب می شوند تا کلمات را شکل دهند و کلمات نیز برای تشکیل جملات با هم ترکیب می شوند و هر دو یعنی، کلمات و جملات، مفهوم را منتقل می کنند.

ب) زبان (2)

زبان همان پیامی است که به وسیله ی گفتار ارسال می شود. ما می توانیم به وسیله ی نوشتن، پیام را ارسال کنیم. علاوه بر گفتار و ارسال پیام توسط نوشتن، می توانیم پیام های نوشتاری را بخوانیم و آن را بفهمیم. همچنین پیام های گفتاری، شنیده شده و سپس فهیمده می شوند. بنابراین شنیدن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن، جنبه های فعال زبان محسوب می شوند. در صورت آسیب دیدن روش های ارسال و دریافت پیام، شیوه های جبرانی دیگری مانند خواندن خط بریل برای نابینایان و استفاده از زبان اشاره برای ناشنوایان، برای دریافت پیام مورد استفاده قرار می گیرند.

تحول زبان و گفتار در کودکان

برای آشنایی با فرایند تحول زبان در کودکان، می توان از جدول های تحول که اطلاعاتی را درباره ی سنین تقویمی ارائه می دهند، استفاده کرد. از آنجایی که تفاوت های نسبتاً مهمی بین کودکان مختلف در زمینه ی اکتساب زبان وجود دارد، باید از اطلاعات جدول ها، با احتیاط استفاده شود. در خلال سال اول و در آغاز سال دوم زندگی، کودک به تدریج به زبان و گفتار ( غیر ترکیبی ) دست می یابد. فعالیت صوتی در خلال 15 ماه نخستین زندگی به طور قابل ملاحظه ای متحول می شود و میزان فهم زبان افزایش می یابد. نخستین کلمات قراردادی بین 9 تا 18 ماهگی ظاهر می شوند و میانگین سنی بروز آنها، تقریباً 12 تا 14 ماهگی است. تأخیر بارز در بروز نخستین کلمات همراه با بی رغبتی نسبت به بیان و مبادله ی صوتی و لفظی و درک ضعیف کلامی، اغلب یکی از نخستین نشانه های تأخیر گفتار است ( دادستان، 1379 ).
ظرفیت ترکیب چندین کلمه در یک جمله، توانایی بیان نظام زبان کودک را به طور قابل ملاحظه ای افزایش می دهد. پس از استقرار بیان ترکیبی، جمله هایی پدیدار می شوند که در آنها یک فاعل، یک فعل و یک مکمل وجود دارد. مرحله ی بعد، افزودن صفت و کلمات ربط در جملات است. در آخرین مرحله، کاربرد صحیح ضمیرها و کلمات ربط انتزاعی تر پدیدار می شود. با توجه به جدول های تحول زبان، فرایند اصلی تحول زبان در 4 تا 5 سالگی به پایان می رسد ( آدرین آکرز به نقل از ترابی میلانی، 1386 ).

توصیه هایی جهت کمک به تحول گفتار و زبان کودکان

شناسایی زود هنگام مشکلات گفتار و زبان بسیار مهم است. رعایت نکات زیر، به تحول گفتار و زبان کودک کمک خواهد کرد:
– از بدو تولد با کودک، صحبت کنید. نوزادان نیز از شنیدن گفتار دیگران، بهره می برند.
– به سر و صدا و قان و قون کودک، پاسخ دهید.
– با کودک به انجام بازی های ساده مانند « لی لی حوضک » و « دالی موشه » بپردازید.
– به صحبت های کودکان توجه کنید و هنگامی که با شما صحبت می کنند، به آنها نگاه کنید.
– کودک را مجبور به صحبت کردن نکنید.
– کتاب های مناسب سن کودک را شناسایی کنید و آنها را با صدای بلند برای کودک، بخوانید.
– برای کودک، سرود بخوانید و از موسیقی ملایم استفاده کنید.
– از اشتباهات دستوری انتقاد نکنید. در عوض سعی کنید الگوی صحیح دستوری را در اختیار آنان قرار دهید.
– به همراه کاربرد واژه ها، از اشاره نیز استفاده نمایید.

2. مشکلات زبان و گفتار در کودکان

مشکلات گفتار و زبان به صورت های مختلف در بین کودکان وجود دارد. ممکن است کودکان در تولید صوت های گفتاری، استفاده از گفتار برای ارتباط، یا فهم آنچه که دیگران می گویند با مشکل مواجه شوند. مشکلات گفتاری و زبان اغلب، اولین نشانه های مشکلات یادگیری محسوب می شوند. فقدان شنوایی به سادگی قابل تشخیص است و باید مورد ارزیابی قرار گیرد. کم توانی ذهنی یکی از شایع ترین علل تأخیر در گفتار و زبان است. محرومیت محیطی نیز می تواند به تأخیر زبان منجر شود. همچنین اگر کودکی مورد غفلت یا طرد قرار گیرد، قادر به یادگیری تکلم نخواهد بود. مشکلات عصب شناختی مانند فلج مغزی، می توانند بر ماهیچه های درگیر در تکلم تأثیر بگذارند. مشکلات ساختاری مانند شکاف لب و شکاف کام نیز مانع گفتار طبیعی می شوند. ناگویی ( لالی ) انتخابی، اختلال دیگری است که کودک در موقعیت های به خصوصی مانند مدرسه، از صحبت کردن خودداری می کند.

شایع ترین مشکلات گفتاری کودکان

لکنت زبان

لکنت زبان یک مسئله ی آهنگ بیان یا یک مشکل گفتار است. برخی دیگر از مؤلفان، لکنت زبان را اختلال سیالی – کلامی دانسته اند که عمل حرف زدن در برخی از کودکان خردسال با واکنش شدید ترس توأم می شود و سپس به تدریج این ترس به تمامی لحظات ارتباطی تعمیم می یابد. این اختلال با تکرارها و تطویل های صوت ها و هجاها و همچنین دیگر اختلال های سیالی گفتار همراه است.
در مورد فراوانی لکنت زبان در جنس مذکر و مؤنث، تقریباً تمامی پژوهشگران تعداد پسران مبتلا به لکنت زبان را 3 تا 4 برابر دختران تخمین زده اند. بررسی هایی که درباره ی افراد مبتلا به لکنت زبان انجام شده است، سنین آغاز آن را بین 2 تا 7 سالگی و بیشترین فراوانی آن را در حدود 5 سالگی ذکر کرده اند.
به طور کلی، بروز لکنت زبان نسبتاً زودرس است. در برخی از پسران می توان تردیدها و تطویل ها را از سن 3 سالگی مشاهده کرد. در برخی دیگر، اختلال ها از 4 سالگی آغاز می شوند و در موارد متعدد دیگر، لکنت زبان به هنگام شروع مدرسه ی ابتدایی یعنی در حدود 6 سالگی بروز می کند. در دختران نیز به استثنای وهله ی بحرانی شروع مدرسه، تقریباً وضع بر همین منوال است. به هر صورت در 98% موارد، لکنت زبان قبل از 10 سالگی آغاز می شود و به تدریج استقرار می یابد. ( دادستان، 1379 ).
معمولاً اختلال، با تکرار حروف صامت آغاز کلمه یا تکرار برخی از کلمات ( نخستین کلمه ی جمله با طولانی ترین کلمات ) شروع می شود. در آغاز بروز لکنت، کودک ممکن است به مشکل خود هشیار نباشد اما به تدریج هشیاری به اختلال، موجب بروز پاسخ های هیجانی می شود. لکنت به هنگام بیان کلمه ها و جمله هایی که بار معنایی بیشتری دارند، آشکار می شود. اما در همه حال، نوسان هایی در وخامت مشکلات قابل مشاهده اند. با این حال، تمامی کودکانی که دچار لکنت می شوند همواره لکنتی باقی نمی مانند. متخصصان بر این نکته تأکید دارند که چهار پنجم کودکان مبتلا به لکنت به یک گفتار بهنجار دست می یابند. بدون آنکه با عود مجدد اختلال مواجه شوند. معمولاً 80% افراد لکنتی و از آن میان 60% بدون خودداری از یک روش درمانگری، قبل از 16 سالگی درمان می شوند. اگر چه در حال حاضر، هیچ آزمون یا ابزار ارزشیابی که بتواند وضعیت آینده ی کودک مبتلا به لکنت زبان را پیش بینی کند در دست نیست اما بی تردید، مراجعه به متخصص در آغاز بروز مشکلات در پیشگیری و بهبود وضع کودک بسیار مؤثر است.

ویژگی های لکنت زبان

ویژگی های خاص لکنت زبان در افراد مختلف بسیار متغیرند. برخی از افراد لکنتی تنها در تلفظ هجاها مشکلاتی دارند و در برخی دیگر، نخستین تکرارها و تردیدها با شکلک ها و یا حرکاتی در قسمت های مختلف بدن همراه اند ( مانند چشمک زدن، تیک های مختلف، لرزش لب ها یا چهره، تکان دادن سر، حرکات تنفسی، گره کردن مشت ها و غیره ). همچنین اغلب دیده می شود که فرد دستخوش یک حالت هیجانی مانند تحریک پذیری، و یا هیجان های منفی مانند ترس، خشم، شرم و غیره می شود. تحقیقات نشان داده است که اضطراب، لکنت زبان را تشدید می کند و باعث سرخوردگی، کاهش سطح حرمت خود و معلولیت در عملکرد اجتماعی می شود و فرد سعی می کند با استفاده از روش هایی مانند تغییر سرعت بیان، اجتناب از حرف زدن در برابر جمع یا با تلفن یا امتناع از به کار بردن پاره ای از کلمات و برخی از اصوات، از لکنت زبان دوری کند.
اگرچه نظریه پردازان مختلف، لکنت زبان را به سازمان یافتگی های روان آزرده مانند، رفتارهای آموخته شده در تعامل با والدین و اطرافیان، ناهماهنگی های ادراکی و عصبی – عضلانی و بالاخره به عوامل ژنتیکی نسبت داده اند، اما هنوز پس از قرنها مشاهده، تحلیل و تشخیص، روش های درمانگری عامیانه و علمی نتوانسته اند به علت اصلی این مشکل گفتار پی ببرند. پس باید پذیرفت که وقوع این پدیده به یک علت خاص محدود نمی وشد، چرا که به رغم تمامی این موضع گیری ها، لکنتی ها همواره دچار لکنت بوده و هنوز هم هستند. با این حال پیشرفت های چشمگیری در قلمرو روش های درمانگری به وقوع پیوسته است و شاید این روش ها بتوانند در دهه های آینده علت و چگونگی اثر بخشی روش های مختلف درمانگری را آشکار کنند و از این راه، دستیابی به علت یا علل لکنت زبان را نیز امکان پذیر سازند ( دادستان، 1379 ).

راه های برخورد با کودکان دارای لکنت زبان

برای کودکی که مبتلا به لکنت زبان است، صبر و حوصله ی معلم بسیار مهم و با ارزش است. معلم باید صبورانه و با توجه و دقت فرصت دهد تا کودک به راحتی آنچه را که می خواهد بگوید و از هر گونه شتاب زدگی و تمسخر کودک اجتناب نماید.
البته مقصود آن نیست که معلم لکنت شاگرد را کاملاً فراموش کند بلکه باید علاوه بر اینکه به کودک می فهماند که متوجه مشکل اوست وقتی که کودک صحبت می کند، هیچ گونه نگرانی و اضطراب از خود نشان ندهد. معلم باید به طور آگاهانه، توجه شاگردی را که مبتلا به اختلالات گویایی است به صحبت کردن دیگران جلب نماید. این یکی از روش هایی است که دانش آموز تلفظ و ادای کلمات مختلف را می آموزد. دانش آموز باید یاد بگیرد که به هنگام صحبت کردن، اشکالات خود را به تدریج و در حد توانایی خود بر طرف نماید ( افروز، 1385 ).

تأخیر ساده ی زبان

در حال حاضر، بحث های گسترده ای درباره ی کودکانی که با تأخیر ساده مواجه اند، در جریان است. علامت مشخصه ی این کودکان این است که دیرتر از همسالان خود – که به همان فرهنگ تعلق دارند – سخن می گویند.
کودکی که واجد تأخیر ساده ی زبان است، توانایی برقراری ارتباط کلامی با اطرافیانش را دارد اما شیوه ی بیان و سطح درک زبان شناختی وی پایین تر از کودکانی است که تحول زبان شناختی آنها بهنجار است.
در تأخیر ساده ی زبان، نخستین کلمات قبل از 2 سالگی ظاهر نمی شوند. در حالی که در یک کودک بهنجار بین 10 تا 18 ماهگی بروز می کنند. الحاق دو کلمه در حدود 3 سالگی دیده می شود، به کاربردن ضمیرها و به خصوص « من » در سن 4 سالگی بروز می کند. خزانه ی لغات کودک بسیار کم و تقریبی است و کلمه، اغلب به طور ناقص ادا می شود.
برخی از کودکان مبتلا به تأخیر ساده ی زبان به وفور حرف می زنند اما شنونده به زحمت می تواند گفته های او را بفهمد. برخی دیگر بالعلکس، کمتر حرف می زنند و بیان لفظی نارسای خود را به وسیله ی حالات و حرکاتی بسیار معنی دار جبران می کنند. در برخی دیگر، فهم زبان بهتر از بیان آن است و همین نکته موجب می شود تا کودک ظاهراً بهنجار جلوه کند. یعنی تقریباً می فهمد که چه انتظاری از او دارند و به گونه ای مناسب به آنچه از وی خواسته می شود، پاسخ می دهد.
تأخیر ساده ی زبان اغلب با یک تأخیر حرکتی توأم با بی مهارتی در هماهنگی حرکات همراه است. کودک با تأخیر راه می افتد. نقاشی های او از روی الگو ( دایره، حلقه ها و غیره ) هنوز هم بعد از 4 سالگی، با بی مهارتی انجام می شود. در ترسیم آدمک، اجزای مختلف را در جای درست ترسیم نمی کند. به هنگام رنگ آمیزی، محدوده ی تعیین شده به وسیله ی خطوط، رعایت نمی شود. تأخیر ساده ی زبان اغلب با اختلال های کم و بیش مهم عاطفی نیز همراه است.
متخصصان بر این نکته ی تأ:ید دارند که معمولاً با ورود به مدرسه، زبان بهنجار استقرار می یابد و هیچ اثری از تأخیری باقی نمی ماند و همین امر تأخیر ساده را از انواع دیگر تأخیر زبان مانند نارساگویی متمایز می سازد. با این حال همواره چنین نیست و هر نوع تأخیر زبان می تواند کودک را در یک دور باطل قرار دهد. و مشکلات وی در بخش های دیگری یادگیری را تشدید کند. از لحاظ اجتماعی نیز نارسایی گفتار به ایجاد مسائل ارتباطی منجر می شود و کودک را منزوی می کند. بنابراین تأخیر ساده ی زبان هر اندازه ساده باشد به منزله ی دریچه ای به سوی مشکلات تحصیلی بعدی و به خصوص نارسا خوانی نادرست نویسی است ( دادستان، 1379 ).

تولید و ساختار نحوی در گفتار بچگانه

بعضی از کودکان بر بچگانه حرف زدن و باقی ماندن در این حالت تأکید دارند و تا مدت بسیار و خارج از هنجارهای مورد انتظار به این شیوه صحبت می کنند. این کودکان حتی در سن 7 یا 8 سالگی نیز هنوز کلمات خود را به طریقی که آن را بچگانه می دانیم تلفظ می کنند. علاوه بر این برخی از کودکان، جملات خود را مانند کودکان خردسال می سازند و از یک ساختار نحوی بسیار ابتدایی و در سطحی پایین تر از سن خود استفاده می کنند. این دو حالت تولید و نحو، همراه با تأخیر، در اغلب موارد با هم وجود دارند و در مجموع شیوه و سبک گفتار آنها بچگانه است. والدین در این زمینه نقش مهمی دارند و برای درمان کودک، باید از آموزش هایی برخوردار شوند.

آفازی (3)

آفازی به عنوان اختلال در زبان دریافتی تعریف می شود. این اختلال زبان شامل مشکلات حرف زدن، خواندن و نوشتن است که شدت هر یک از این مشکلات، متفاوت است. با توجه به محل و وسعت آسیب مغزی، شدت عارضه فرق می کند و شباهت هایی بین افرادی که در محل مشخصی از مغز آسیب دیده اند، وجود دارد. متخصصان سعی دارند تا شباهت ها و تفاوت های افراد مبتلا به آفازی را بررسی نمایند.
با توجه به بررسی متخصصان، تعریف ها و طبقه بندی های گوناگونی از زیر گروه های آفازی وجود دارد. در تعریف نشانگان آفازی، مشکلات شناختی هم مطرح است. همچنین آسیب به حافظه ی کوتاه مدت و بلند مدت در کلمه ها، گزارش شده است. لذا مشکل بتوان آفازی را متشکل از یک اختلال زبانی خالص دانست. حداقل به نظر می رسد که آفازی عمیق تر از تنها مشکل در استفاده از نمادها و تغییرات شناختی باشد.
نوع اختلال زبان افراد مبتلا به آفازی، شامل مشکلاتی در درک زبان گفته شده می باشد. به عنوان مثال، بیمار نمی تواند با شنیدن نام تصویر و یا نام شیء آنها را نشان دهد و یا معنی کلمه های آشنا را نمی داند.
مشکل در صحبت کردن به صورت جا به جا کردن صداها یا کلمه ها یا بیان کلمه های جدیدی که برای شنونده بی معنی است، بروز می کند. گاهی از بیان کلمه خودداری می کند و گاهی ممکن است، زیاد حرف بزند اما کلمه ها و قواعد دستوری برای شنونده، نامفهوم باشد. افراد مبتلا به آفازی همچنین در خواندن، نوشتن و شناخت عدد با مشکل مواجه اند. آفازی ممکن است به صورت مادرزادی یا اکتسابی وجود داشته باشد:

الف ) آفازی یا ناگویی مادرزادی (4)

کودکان مبتلا به آفازی مادرزادی با شدیدترین نوع تأخیر زبانی مواجه اند. این کودکان نه تنها کم توانی ذهنی ندارند، بلکه به مشکلات عاطفی نیز مبتلا نیستند. مشاهده ها و ارزیابی های غیرکلامی چنین کودکانی نشان می دهد که این گروه از هوش کافی برای فراگیری زبان برخوردارند. در ساختمان و مکانیزم دهانی این کودکان، ناهنجاری دیده نمی شود. همچنین هیچ مشکل شنوایی ندارند. از شناخت این اختلال، بیش از یک قرن می گذرد. اغلب پژوهشگران و متخصصان بالینی، اصطلاحات « اختلال تحولی زبان » و « معلولیت تحولی زبان » را به جای اصطلاح ناگویی مادرزادی به کار می برند. مسئله ی علت شناسی آن نیز هنوز حل نشده باقی مانده است ( دادستان، 1379 ).

ب ) آفازی اکتسابی

استفاده از اصطلاح آفازی اکتسابی به کودکانی اطلاق می شود که زبان را به طور طبیعی فرا گرفته اند و سپس به واسطه ی علت و مشکل آسیب مغزی، بیماری و تصادف، در عملکرد زبانی خود، دچار آسیب شده اند. اگر کودک بهبود حاصل کند و فقط نقایص شناختی و زبانی در او باقی بماند، معمولاً زمانی بروز می کند که آسیب وارده به یک نیمکره ی مغز محدود شود.

پی‌نوشت‌ها:

1. Speech.
2. Language.
3. Aphasia.
4. Congenital Aphasia

منبع مقاله:
مشایخی، نازلی؛ ترابی میلانی، فریده؛ کودکان استثنایی، تهران: انتشارات فاطمی

behtarinalborz.ir
goftardarmanionline.ir
googleimage.ir
hamejaa.ir
medu-karaj.ir
siavashataee.ir
slpnews.ir
autismonline.ir
avalinkaraj.ir
behtarin-entekhab-karaj-siavashataee.ir
behtarinkaraj.ir
goftareravan.ir
google-map.ir
googlegame.ir
googlemovies.ir
karaj-medu.ir
kardarmanialborz.ir
kardarmanikaraj.ir
loknatclinic.ir
loknatshekan.ir
http://siavashataee.com
http://goftardarmani.com
neurofeedbackalborz.ir
otalborz.ir
otkaraj.ir
pff-rhs.ir
pooyesh-dar-goftardarmani-karaj.ir
pooyesh-dar-kardarmani-karaj.ir
siavash-ataee.ir
slpkaraj.ir
slponline.ir
speech-therapy.ir
tjhvnvlhkd.ir

Related posts