گفتاردرمانی آنلاین آتیه تهران + گفتاردرمانی آنلاین ایران اسکلت بدن

مقدمه

انجام حرکات بدن در یک جانور پرسلولی فقط بر عهده ماهیچه‌ها نیست و جانوری که تنها از ماهیچه‌های خود برای حرکت کردن استفاده کند، حرکاتش بسیار کند خواهد بود. در عوض جانورانی که برای ماهیچه‌های خود تکیه‌گاهی دارند حرکتشان هم به نسبت سریع است این تکیه‌گاه را اسکلت می‌نامند. جانوران دارای اسکلت خارجی معمولا جثه‌های کوچکی دارند. در عوض امروزه بزرگترین جانوران کره زمین مانند فیل دارای اسکلت داخلی هستند جنس اسکلت داخلی از استخوان یا غضروف و یا هر دو باهم است.

نقش اسکلت آدمی

در انسان هم مانند جانوران دیگر ، وظیفه اسکلت عبارتست از: حفاظت اندامهایی مانند مغز ، قلب ، ششها و حرکت. چون اسکلت تکیه‌گاه عضلات قرار می‌گیرد. در عین حال مغز استخوان مرکز گلبول سازی است. همچنین استخوان را باید منبع مهم ذخیره مواد معدنی بخصوص کلسیم شمرد که وجود آنها در فعالیتهای حیاتی بدن ضرورت دارد.
اسکلت آدمی برای سهولت مطالعه به سه بخش سر ، تنه ، دست و پا تقسیم می‌شود.

استخوانهای سر

استخوانهای سر عموما از نوع استخوانهای پهن هستند اسکلت سر شامل دو بخش جمجمه و چهره است. استخوانهای جمجمه 8 تا است و عبارتند از: یک پیشانی در جلو ، یک استخوان پس سری که در پشت و زیر جمجمه قرار دارد این استخوان سوراخی بیضوی دارد که از آن راه ، مغز با نخاع مربوط می‌شود. دو استخوان آهیانه در طرف بالای جمجمه ، دو استخوان گیجگاه در دو پهلوی جمجمه ، یک استخوان پروانه که کف جمجمه را تشکیل می‌دهد. یک استخوان غربالی در پشت و بالای حفره‌های بینی. استخوانهای چهره 14 قطعه است. 13 قطعه چسبیده به جمجمه و بی‌حرکت است و یک قطعه آرواره تحتانی متحرک است.

استخوانهای تنه

ستون فقرات

ستون فقرات از 29 قطعه استخوان ساخته شده است به هر یک از قطعات ستون مهره یک مهره می‌گویند. مهره‌های پشت به قسمی روی هم قرار گرفته‌اند که جسم آنها روی هم و سوراخ آنها در امتداد یکدیگر و در نتیجه لوله درازی بوجود می‌آید محل استقرار نخاع است. میان جسم هر دو مهره یک تیغه غضروفی قرار گرفته است. مهره‌های ستون مهره‌ها را از نظر شکل و محل به پنج بخش تقسیم می‌کنند. مهره‌های گردن که تعداد آنها 7 تا است. مهر‌های پشت که تعداد آنها 12 تا است و به دو زایده پهلویی و مهره پشت دو دنده متصل است. مهره‌های کمر که تعداد آن 5 تا است. استخوان یکپارچه دنبالچه که از اتصال که از اتصال 4 یا 5 مهره جنینی بوجود آمده است.

قفسه سینه

دنده‌ها ، دوازده جفت کمان استخوانی هستند که از عقب به زایده پهلویی مهره‌های پشت متصلند و از جلو به جز دو جفت آخر با واسطه غضروف به جناغ مربوطند. جناغ ، استخوان پهن است شبیه خنجر که غضروف دنده‌ها به آن متصل می‌شوند. از 12 جفت دنده و ستون مهره‌ها و جناغ فضای محدودی بوجود می‌آید که دیافراگم ، آن را از پاینی مسدود می‌کند. این فضا که شش و قلب را در خود جای می‌دهد، قفسه سینه نام دارد.

استخوانهای دست و پا

دست و پا هر یک بوسیله چند استخوان به تنه متصل می‌شوند. استخوانهای رابط دسته را به تنه ، شانه و استخوانهای رابط پا را به تنه ، نیم‌لگن می‌گویند.

استخوان شانه

دو استخوان است. یکی ترقوه در جلو که از یک طرف به جناغ و از طرف دیگر به کتف مربوط است دیگری کتف در پشت شانه کتف استخوان پهن و نازکی است که شکل مثلث دارد سر استخوان بازو ، در گودی استخوان کتف فرو می‌رود و در آن می‌چرخد.

استخوان نیم‌لگن

استخوان منفردی است که از چسبیدن سه استخوان جنینی به نام استخوانهای تهی‌گاهی ، شرم‌گاهی و نشیمن‌گاهی بوجود آمده است. از مجموع دو نیم‌لگن و استخوان خاجی فضایی بوجود می‌آید که به آن لگن خاصره می‌گویند.

استخوان دست

دست شامل این استخوانها است. استخوان بازو استخوانی است دراز و از بالا در سوراخ کتف مفصل می‌شود و از پایین با استخوانهای ساعد ارتباط دارد. استخوانهای ساعد که شامل زند زبرین و زند زیرین است زند زیرین ، زایده‌ای به نام آرنج دارد که با استخوان بازو مفصل می‌شود ولی زند زبرین از پایین به مچ مفصل می‌شود. مچ دست ، هشت استخوان کوتاه دارد که در دو ردیف قرار دارد. کف دست ، پنج استخوان نسبتا دراز دارد که از یک طرف با مچ مفصل می‌شود و از طرف دیگر با انگشتان. انگشتان دست که هر یک سه بند دارد، جز شست که دارای دو بند است.

استخوان پا

استخوان ران که درازترین استخوان بدن است. سر برجسته آن در گودی نیم‌لگن فرو می‌رود و در آن می‌چرخد، سر دیگر آن دو برجستگی و یک شیار دارد. در مقابل شیار ، استخوان کوچک پهنی به نام کشکک جای دارد. استخوانهای ساق ، شامل درشت نی و نازک نی است. درشت نی از بالا با ران و از پایین با استخوانهای مچ پا مفصل می‌شود. قوزک داخلی پا ، سر درشت نی است. نازک نی از بالا به درشت نی تکیه می‌کند و از پایین ، قوزک خاجی پا را می‌سازد.

مچ پا ، 7 استخوان دارد که بزرگترین آنها پاشنه را بوجود می‌آورد. کف پا ، شامل پنج استخوان است. استخوانهای مچ به جز پاشنه و استخوانهای کف به صورت قوسی قرار گرفته‌اند و کاملا به زمین تکیه نمی‌کنند. انگشتان پا که هر یک شامل سه بند است. به جز شست که دو بند دارد. استخوانهای انگشتان پا کوچکتر از استخوانهای انگشتان دست هستند و تحرک مختصری دارند.

رشد و نمو استخوان

همه استخوانها در دوره جنینی در ابتدا به صورت بافت پیوندی ظاهر می‌شوند اما تبدیل شدن آنها به استخوان به یک طریق صورت نمی‌گیرد. استخوانهای پهن از حالت پیوندی مستقیما به استخوان تبدیل می‌شوند. اما استخوانهای دراز ابتدا از حالت پیوندی به غضروف تبدیل شده و سپس غضروف استخوانی می‌شود.

 

 

 

منبع

roshd-logo

گفتاردرمانی آنلاین همراه کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران استخوان جمجمه

 

 

 

 

اسکلت استخوانی سر و صورت را در مجموع جمجمه (Skull)می‌گویند که مغز درون آن قرار گرفته است

 

 

 

دید کلی

 

 

 

جمجمه بدون در نظر گرفتن استخوان متحرک فک تحتانی ، کرانیوم نامیده می‌شود. کرانیوم از دو بخش تشکیل شده است. جمجمه مغزی که بخشی از جمجمه است که وظیفه حفاظت از مغز را بر عهده دارد. و قسمت دوم استخوانهای صورت ، در جلو و پایین جعبه مغزی قرار گرفته است و اسکلت صورت را می‌سازد. استخوانهای جعبه مغزی 8 عدد هستند 4 عدد فرد و میانی و 2 عدد زوج و طرفی هستند. استخوانهای صورت 14 عدد هستند که 6 عدد زوج و 2 عدد فرد هستند.

در مجموع 22 عدد استخوان ، جمجمه را تشکیل می‌دهند. در ضخامت برخی از استخوانهای سر و صورت حفرات تو خالی هوایی به نام سینوس وجود دارند که به حفره بینی مرتبط هستند. غیر از مفصل گیجگاهی فکی که تنها مفصل متحرک جمجمه است بقیه استخوانها از طریق مفاصل لیفی به یکدیگر متصل هستند.

 

 

 

استخوانهای فرد جعبه مغزی

 

 

استخوان پیشانی

 

 

این استخوان دارای یک صفحه افقی و یک صفحه عمودی است. بخش عمودی ، پیشانی و جدار قدامی کاسه سر را می‌سازد. سطح برونی این بخش محدب است و روی آن برآمدگیهای پیشانی دیده می‌شود. در زیر این برآمدگیها ، قوسهای ابرویی وجود دارد. سطح درونی بخش عمودی دارای چینهایی است که مربوط به چینهای نیمکره‌های مغزی است. بخش افقی این استخوان در تشکیل حفره مغزی قدامی و بخش برونی آن در تشکیل سقف کاسه چشم شرکت می‌کند.

 

 

 

استخوان پرویزنی

 

 

 

این استخوان در قسمت قدامی قاعده جمجمه و در زیر استخوان پیشانی و قدام استخوان اسفنوئید قرار دارد. دارای یک صفحه سوراخدار به نام صفحه غربالی ، یک تیغه عمودی و دو توده طرفی است . صفحه غربالی بخشی از سقف حفره بینی را می‌سازد، توده‌های طرفی در تشکیل جدار خارجی حفره بینی و جدار داخلی حفره کاسه چشمی شرکت دارند.

 

 

 

استخوان شب پره

 

 

 

این استخوان در قاعده جمجمه قرار داشته و در تشکیل حفره مغزی قدامی ، میانی و خلفی شرکت دارد. این استخوان دارای قسمتهای زیر است: تنه که در تشکیل جایگاه غده هیپوفیز و سقف حفره بینی و حلق شرکت دارد، دو بال بزرگ که دارای سوراخهایی است برای عبور عصب ماگزیلاری و عصب ماندیبولار و شریان پرده مغزی میانی ، دو بال کوچک که محل عبور عصب بینایی است و دو زایده پتریگوئید که از طرفین سطح تحتانی تنه به طرف پایین کشیده شده‌اند.

 

 

 

استخوان پس سری

 

 

 

این استخوان قسمت خلفی سقف و قاعده جمجمه را تشکیل می‌دهد. این استخوان در سر سوراخ بیضی شکل را احاطه می‌کند که از طریق آن حفره جمجمه‌ای خلفی با مجرای مهره‌ای ارتباط دارد. این استخوان دارای یک صدف است که 4 تا حفره دارد، دو حفره پایینی با نیمکره‌های مخچه مجاور بوده و دو حفره بالایی با نیمکره‌های مخچه مجاور بوده و دو حفره بالایی با نیمکره‌های مغز مجاور هستند. در طرفین سوراخ بیضی توده‌های طرفی وجود دارد که دارای کانال زیر زبانی است که عصب زیر زبانی از آن عبور می‌کند.

 

 

 

استخوانهای زوج جعبه مغزی

 

 

 

استخوان آهیانه

 

 

 

این استخوان قسمتهای طرفی و سقف جمجمه را می‌سازد، این استخوانها که با یکدیگر مفصل شده‌اند، در جلو با استخوان پیشانی و در عقب با استخوان پس‌سری ، مفصل می‌گردد.

 

 

 

استخوان گیجگاهی

 

 

 

این استخوان در طرفین جمجمه قرار دارد و در تشکیل قسمت جدار طرفی و قاعده کاسه سر شرکت می‌کند. دستگاه شنوایی – تعادلی بدن در ضخامت آن قرار دارد.

 

 

 

استخوانهای زوج صورت

 

 

استخوانهای فک فوقانی

 

 

 

وقتی در خط وسط با یکدیگر مفصل می‌شوند آرواره فوقانی را تشکیل می‌دهند. هر استخوان فک فوقانی در تشکیل حفرات بینی ، دهان ، کف کاسه چشم شرکت دارد. این استخوان دارای یک تنه است که بزرگترین سینوس صورت را دربرمی‌گیرد و دهانه آن به حفره بینی باز می‌شود. این استخوان دارای 4 زایده است که مهمترین آنها ، زایده کامی است که سطح فوقانی آن قسمت اعظم کف حفره بینی را می‌سازد، سطح تحتانی در تشکیل سقف دهان و قسمت قدامی آن در تشکیل کام سفت ، شرکت دارد.

 

 

 

استخوانهای کامی

 

 

 

در بخش خلفی حفره بینی و در عقب فک فوقانی قرار دارد. هر استخوان در تشکیل جداره خارجی و کف حفره بینی ، سقف دهان و کف کاسه چشم شرکت دارد.

 

 

 

استخوانهای گونه

 

 

در طرفین صورت قرار دارد و برآمدگی گونه را می‌سازد. هر استخوان گونه در تشکیل جدار خارجی چشم و برجستگی گونه‌ای ، شرکت می‌کند.

 

 

 

استخوانهای بینی

 

 

 

دو استخوان کوچک و تقریبا چهار گوش هستند. از نظر شکل و اندازه در افراد مختلف متفاوت‌اند. اتصال استخوانهای بینی بهم پل بینی را می‌سازد.

 

 

استخوانهای اشکی

 

 

 

کوچکترین و خرد شونده‌ترین استخوانهای جمجمه می‌باشند. این استخوان در تشکیل قسمتی از جدار داخلی کاسه چشم و جدار خارجی حفره بینی شرکت دارد. در بخش قدامی از سطح خارجی آن یک ناودان عمودی وجود دارد که جایگاه کیسه اشکی است.

 

 

 

استخوانهای شاخک تحتانی بینی

 

 

 

خمیده و نازک بوده به جدار خارجی حفره بینی می‌چسبد. بین شاخک تحتانی و جدار خارجی حفره بینی ، ماتوس تحتانی بینی قرار دارد که مجرای اشکی بینی به داخل آن باز می‌شود.

 

 

 

استخوانهای فرد صورت

استخوان تیغه بینی

 

 

 

استخوان نازک ، پهن و ذوزنقه ای شکل است که قسمت خلفی دیواره میانی بینی را تشکیل می‌دهد. نیمه فوقانی کنار قدامی آن با تیغه عمودی اتموئید (پرویزنی) و نیمه تحتانی آن با غضروف تیغه بینی مفصل می‌شود. کنار خلفی آن آزاد بوده و سوراخهای خلفی بینی را از هم جدا می‌کند.

 

 

 

استخوانها فک تحتانی

 

 

 

بزرگترین و قویترین استخوان صورت است که به تنهایی آرواره تحتانی را می‌سازد و با استخوانهای گیجگاهی مفصل می‌شود. دارای تنه نعل اسبی شکل و دو شاخه می‌باشد. در کنار فوقانی تنه حفراتی برای دندانها وجود دارد. شاخ فک تحتانی از انتهای خلفی تنه به سمت بالا در هر طرف کشیده می‌شود و مهمترین زایده آن زایده کوندیلار که از طریق یک دیسک غضروفی لیفی با استخوان گیجگاهی مفصل شده و تنها مفصل متحرک جمجمه را ایجاد می‌کند.

 

 

 

ملاجها و استخوان های لامی

 

 

 

ملاجها فضای نرم غشایی موقتی در استخوانهای سر هستند که در ابتدای تولد وجود دارند که بعد از تولد بسته می‌شوند. استخوان لامی در زیر زبان و بالای حنجره قرار دارد و شکسته شدن آن سبب انسداد راه هوایی می‌شود.

 

 

 

 

 

منبع:

roshd-logo

 

 

 

 

 

بزرگترین گفتاردرمانی آنلاین همراه اول کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران بافت عصبی ( قسمت دوم )

 

 

قوس رفلكس :

 

واحد اساسي بافت عصبي نورون اما واحد كامل ان قوس رفلكس است . هرگونه فعاليت عصبي محتاج به فعاليت چند نورون است كه بوسيله سيناپس با يكديگر داراي ارتباط بالقوه مي باشند و بهترين مثال براي توضيح طرح اساسي اينگونه فعاليتهاي عصبي قوس رفلكس ساده است و اغلب اعمال انسان چنين قوس رفلكسي را بكار مي گيرد . در ساده ترين قوس رفلكس فقط دو نورون شركت مي كنند و نمونه ان رفلكس رتول است . در اين رفلكس يك نورون حساسه ( اوران ) و يك نورون حركتي ( وابران ) شركت دارند . استطاله محيطي نورون حساسه ( دندريت ) كه در تاندون رتول ( عضله چهارسر ) قرار گرفته به جسم سلولي واقع در گانگليون ريشه خلفي ، نزديك نخاع منتهي مي شود . از جسم سلولي استطاله دومي ( اكسون ) وارد نخاع شده با جسم سلولي يك نورون حركتي سيناپس پيدا مي كند . از نورون حركتي يك رشته عصبي ( اكسون ) وارد عصب محيطي شده به الياف عضلاني عضله چهارسر ختم مي شود . اين يك مكانيسم بسيار ساده است ولي اغلب قوسهاي رفلكس در بدن بسيار پيچيده تر است و با قرار گرفتن يك نورون سوم ( نورون رابط ) بين نورون حساسه و محركه عملا اتصالات بالقوه متعددي در سيستم عصبي مركزي بوجود مي ايد و بدين ترتيب قوسهاي رفلكس پيچيده تري ساخته مي شود . بايد دانست كه وقتي يك موج عصبي به سيستم عصبي مركزي مي رسد فعاليت پراكنده اي در ان توليد مي شود و در واقع قوس رفلكس ساده به ترتيبي كه ذكر شد وجود ندارد و صرفا توضيح ان به خاطر تسهيل در فهم يك موضوع اساسي است و ان اين كه يك فعاليت عصبي مستلزم رسيدن امواج عصبي به سيستم عصبي مركزي ( بوسيله نورون اوران ) ، تغيير و جمع اوري ان ( توسط نورونهاي رابط ) و رسيدن ان به عضو عمل كننده ( توسط نورون وابران ) است .

 

 

 

 

ساختمان نورون :

 

 

 

 

نورونها از لحاظ شكل و اندازه بسيار متغير بوده اما هر يك داراي يك جسم سلولي يا پريكاريون و يك يا چند استطاله است . اين استطاله ها بر دو نوعند : اكسون كه هميشه يك استطاله واحد است و ديگري دندريتهاست و نوروني كه فقط داراي يك استطاله است و خارج از جسم سلول به دو شاخه دندريت و اكسون تقسيم مي شوند نورون يك قطبي ، نوروني كه داراي دو استطاله است دوقطبي و نوروني كه داراي چنرين استطاله است چند قطبي ناميده مي شود . براي سهولت ، جسم سلول يا پريكاريون و استطاله ها بطور مجزا بوضيح داده مي شود .

 

 

 

 

پريكاريون :

 

 

 

جسم سلولي در مقايسه با ساير سلولها بزرگ و قطر ان بين 4 تا 135 ميكرون متغير است . شكل سلول متغير و بستگي به تعداد و مسير استطاله ها دارد . سلولهاي يك قطبي كروي شكل هستند و استطاله واحدي دارند كه دو شاخه مي شود . محل انها در گانگليونهاي مغزي و نخاعي گانگليون يعني مجموعه اي از جسم سلولهاي عصبي واقع در خارج سيستم عصبي مركزي است . سلول دوقطبي دراز دوكي شكل و در هر قطب داراي يك استطاله است . نمونه ان نورونهاي اعضا حساسه مثل شبكيه چشم ، اپي تليوم بويايي و گانگليون اكوستيك است . سلولهاي چند قطبي به مراتب بيشتر و داراي استطاله هاي متعددي هستند . شكل انها از ستاره اي تا هرمي و گلابي شكل تغيير مي كند . اين نوع نورون در تمام سيستم عصبي مركزي و گانگليونهاي خودكار وجود دارد . تعداد كلي نورونهاي موجود در بدن هيچگاه دقيقا تخمين زده نشده است اما احتمالا در قشر مغز به تنهايي 14 بيليون عدد مي باشد .

 

 

 

 

هسته :

 

 

 

هسته معمولا درشت ( قطر تا 20 ميكرون ) ، كروي شكل و در مركز سلول قرار دارد . غشا هسته مشخص و داراي سوراخهاي متعدد است . مقدار هتروكروماتين كم و معمولا در محيط هسته يعني در سطح داخلي غشا هسته قرار دارد . بطور كلي هسته كمرنگ و داراي يك يا چند نوكلئول درشت است . كروماتين جنسي يا جسم بار ممكن است به كل يك نوكلئول فرعي وجود داشته باشد . اين هسته درشت كمرنگ وزيكولر ، با نوكلئول درشت پررنگ اغلب به منظره چشم جغد تشبيه شده است .

 

 

 منبع:

roshd-logo

 

 

 

گفتاردرمانی جامع آنلاین ایرانسل کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران بافت عصبی ( قسمت آخر )

 

 

نورونهای یک قطبی :

 

 

 

نورونهاي يك قطبي حقيقي فقط داراي يك اكسون بوده ، در افراد بالغ بطور محدود وجود دارند ولي در سيستم عصبي در حال تكامل فراوانترند . از نورونهاي يك قطبي انچه بيشتر معمول است نورونهاي يك قطبي كاذب مي باشد كه در اصل دوقطبي هستند ولي در موقع تشكيل ، اكسون و دندريت انها پهلوي يكديگر قرار مي گيرند و در يك نقطه از سلول خارج مي گردند و تا فاصله اي همراه يكديگر هستند و سپس از هم جدا مي شوند . اين نورونها در گانگليونهاي مغزي و نخاعي وجود دارند .

 

 

 

نورونهاي دوقطبي :

 

 

 

اين سلولها داراي يك اكسون و يك دندريت در دو قطب مقابل يكديگرند و در اپي تليوم بويايي ، شبكيه چشم و در بعضي گانگليونهاي حساسه مخصوص وجود دارند .

 

 

نورونهاي چند قطبي :

 

 

نورونهاي چند قطبي كه فراوانترين نورونهاست بر اسا وضع دندريتهاي خود داراي اشكال متفاوتي بوده و بيشتر هرمي و ستاره اي شكل هستند .

 

 

 

سلولهاي پوركنژ :

 

 

 

اين سلولها كه فقط در لايه مياني قشر مخچه يافت مي شوند داراي شكل بخصوصي هستند ، بدين معني كه جسم سلول به شكل بطري بوده و از قطب باريك ان دندريتها نظير شاخه هاي درخت جدا مي شوند . دندريت واحد گاهي اوقات به دو شاخه تقسيم مي شود . انشعابات دندريتها وسيع است اما تماما در يك سطح واقعند . از قطب عريض سلول يك اكسون كوچك خارج مي شود .

 

 

گانگليونها :

 

 

 

اجتماع جسم سلولهاي عصبي در خارج از سيستم عصبي مركزي گانگليون ناميده مي شود . البته تمام گانگليونها خارج از سيستم عصبي مركزي نيستند . همين اجتماع در داخل سيستم عصبي مركزي ، هسته نام دارد . گانگليونها شامل دو گروه اصلي به نام گانگليونهاي مغزي نخاعي ( گانگليونهاي حساسه ) و گانگليونهاي خودكار ( گانگليونهاي حركتي احشايي ) است .

 

 

 

ساختمان عمومي گانگليونها :

 

 

 

اندازه گانگليونها بسيار متفاوت است و از انواع بسيار كوچك محتوي فقط معدودي سلولهاي عصبي تا گانگليونهاي بسيار محتوي 50 هزار سلول و بيشتر تغيير مي كند . هر گانگليون داراي يك كپسول همبندي است كه در گانگليونهاي بزرگ ممكن است كاملا متراكم باشد . در ادامه كپسول ، يك شبكه همبندي ظريف متشكل از تيغه هاي ظريف الياف گلاژن و رتيكولر درون گانگليون گسترش مي يابد . در فواصل شبكه عروق و سلولهاي عصبي قرار دارند . علاوه بر جسم سلولهاي عصبي ، الياف عصبي ( اكسونها و دندريتها ) با غلافهاي پشتيبان انها نيز وجود دارد و هر سلول گانگليوني داراي غلافي متشكل از يك لايه سلولهاي مكعبي به نام كپسول يا سلولهاي اقماري است .

 

 

 

گانگليونهاي مغزي – نخاعي :

 

 

 

گانگليونهاي نخاعي برجستگي هايي دوكي يا كروي واقع در ريشه خلفي اعصاب نخاعي هستند . گانگليونهاي مغزي نيز به همين شكل در مسسير اعصاب مغزي قرار دارند . سلولهاي گانگليوي از نوع يك قطبي كاذب ، كه شكل انها كروي است و داراي استطاله واحدي به نام اكسون است كه پس از خروج از جسم سلول كمي دور خود مي پيچد و به شكل كلاف در مي ايد . در فاصله اي از جسم سلول عصبي اين فيبر عصبي وارد دسته هاي الياف شده ، يك استطاله كه قدري ضخيم تر است وارد عصب نخاعي يا مغزي  مي گردد و به محيط مي ايد و وارد يك عضو گيرنده مي شود . استطاله ديگر كه باريك تر است وارد سيستم عصبي مركزي مي گردد . از لحاظ بافت شناسي هر دو استطاله ساختمان مشابهي دارند . جسم سلولها كه معمولا به شكل گروهي در محيط گانگليون قرار دارند ، توسط دسته هاي الياف از يكديگر مجزا مي گردند . قطر جسم سلولها ممكن است فقط 15 تا 25 ميكرون باشد و استطاله ان بدون ميلين است . سلولهاي بزرگتر به قطر تا 100 ميكرون و استطاله انها داراي ميلين مي باشد . هر سلول با يك لايه سوللهاي كوچك پهن يا مكعبي كوتاه به نام سوللهاي اقماري يا امفي سيت ( سلول احاطه كننده ) مترادف با سلولهاي نوروگلي سيستم عصبي مركزي احاطه شده اند .

 

 

 

 

گانگليونهاي خودكار :

 

 

 

 

اين گانگليونها برجستگي هايي هستند در طول زنجيره سمپاتيك و شاخه هاي ان و همچنين در جدار احشايي كه داراي سيستم عصبي خودكار مي باشد . در محل اخير گانگليونها ممكن است بسيار كوچك باشند . اكثر سلولهاي عصبي ان چند قطبي و ستاره اي شكل ولي ممكن است معدودي سلولهاي يك قطبي و دوقطبي نيز وجود داشته باشد . بطور كلي سلولها كوچكتر از سلولهاي گانگليونهاي مغزي نخاعي و قطرشان حدود 15 تا 45 ميكرون است . دندريت اين سلولها ممكن است به دور خور بپيچد و كلافه اي شكل شود و در داخل يا خارج كپسول قرار گيرد . در عين حال بعضي سلولها بخصوص در گانگليونها كوچك در ديواره احشا فاقد كپسول اند . در چنين مواردي سلولهاي كوچك دوكي شكل نظير فيبروبلاستهاي كوچك جانشين سلولهاي كپسول مي گردند . در گانگليونهاي خودكار اكسونها معمولا بدون ميلين و برخلاف اكسون گانگليونهاي مغزي نخاعي تمايلي به تشكيل دسته هاي الياف ندارند . بعضي از سولهاي گانگليونهاي خودكار كاملا تغيير شكل يافته اند مثل سلولهاي قسمت مركزي غده فوق كليوي كه فاقد دندريت و اكسون است ولي داراي دانه هاي ترشحي از نوع كاتكولامينهاست كه با تحريك سلول وارد خون مي شوند .

 

 

 

 منبع:

roshd-logo

 

 

گفتاردرمانی هوشمند همراه اول کرج + گفتاردرمانی آنلاین ایران بافت عصبی ( قسمت چهارم )

 

 

ساختمان دندريت در نورونهاي گانگليونهاي حساسه كه تعداد ان واحد است شبيه اكسونهاي سيستم عصبي محيطي است . چنين دندريتي به سلولهاي گانگليوني يك قطبي و دوقطبي متعلق هستند . در سلولهاي چند قطبي دندريتهاي كوتاه ، متعدد ، پرشاخه و فاقد غلاف ميلين است . اين زوايد در شروع ضخيمتر و در خالي كه داراي اشكال و اندازه هاي متفاوت هستند ، اغلب فاقد سطح منظم مي باشند زيرا با زوايد كوچك و فراوان خار مانندي به نام خارهاي دندريتي پوشيده شده اند . شاخه هاي اصلي يك دندريت داراي ميكروتيوبولها ، مقداري ميكروفيلمنت ، ميتوكندريهاي دراز ، تعداد كمي لوله هاي پهن رتيكولوم بدون دانه و اجسام نيسل است . اجسام نيسل وارد شاخه هاي انتهايي نمي شوند . خارهاي دندريتي كه معمولا حدود 0.2 ميكرون طول انهاست ، داراي يك ساقه باريك و يك انتهاي حجيم با مقداري ماده فيلامانتوز مي باشند . خارهاي دندريتي در داخل داراي ساختمان خاصي است كه از كيسه هاي پهن درست شده است و بين كيسه ها ماده متراكم تيغه اي شكلي وجود دارد . خارها محل اكثر سيناپسهاي بين اكسون و دندريت است و بدين طريق نورون اصلي با تعداد زيادي نورونهايي كه بطور عملي به ان مربوطند تماس مي يابد و امواج را دريافت مي كند . تعداد ، ميزان انشعاب و طول دندريتها از نوروني تا نورون ديگر متغير است و مربوط به اندازه پريكاريون نمي باشد . دندريتها مقدار زيادي از نوروپيل ( شبكه درهم بافته از استطاله هاي سلولهاي عصبي و نوروگلي ) سيستم عصبي مركزي را تشكيل مي دهند .

 

 

 

 

اكسون :

 

 

 

اكسون يا استوانه محوري منفرد است و معمولا از ناحيه اي مخروطي شكل به نام قطي اكسوني در محيط سلول شروع مي شود . اين محل فاقد ماده كروموفيل است ولي توده نوروفيبريلها از ان گذشته و وارد اكسون مي گردند . در اكسون ماده كروموفيل وجود ندارد ، اكسون باريكتر و معمولا خيلي درازتر و مستقيم تر از دندريتهاي همان نورون است . قطر اكسونها از يك تا چندين ميكرون متغير و طول انها بين يك ميليمتر تا يك متر و بيشتر مي باشد . در طول اكسون ممكن است شاخه هاي طرفي وجود داشته باشد كه معمولا با زاويه قائمه در نزديكي قطب اكسوني از اكسون خارج مي شوند . سطح اكسون صاف و برخلاف دندريت قطر ان ثابت است . در انتها اكسون به انشعابات شاخه مانندي به نام شاخه هاي انتهايي تقسيم شده و با جسم سلول يا دندريت يا اكسون يك يا چند نورون ، در محل سيناپس تماس مي گيرد . در بعضي موارد شاخه هاي انتهايي انقدر تعدادشان زياد است كه مانند سبدي نوروني را كه به ان ختم مي شوند احاطه مي كنند . اكسون با غلافهايي ممكن است پوشيده شود . غشايي كه اكسون را مي پوشاند در امتداد غشا جسم سلول بوده و درون اكسون ميتوكندريهاي دراز ، معدودي ساختمانهاي لوله اي شكل مربوط به رتيكولوم بدون دانه ، ميكروتوبولهاي فراوان و ميكروفيلمنتها وجود دارد ( ميكروفيلمنتها در اكسونهاي بزرگتر كه امواج را سريعتر از اكسونهاي كوچكتر هدايت مي كنند فراوانتر است ) .

 

 

 

امروزه عموما پذيرفته اند كه جسم سلول عصبي با ارگاستوپلاسم وسيع خود دائما پروتوپلاسم جديد مي سازد كه در استطاله ها كه خود فاقد قدرت پروتئين سازي هستند جريان مي يابد و جانشين پروتوپلاسم مصرف شده در متابوليسم مي گردد . راه انتشار اين پروتئين جديد احتمالا نوروتيوبولهاست و سرعت جريان ان حدود يك ميليمتر در روز تخمين زده مي شود .

 

 

 

 

انواع نورون :

 

 

 

نورونها بر اساس تعداد دندريت يك قطبي يا چند قطبي مي باشند . شكل و اندازه انها نيز كاملا متغير است . بعضي از انواع نورونها در زير بيشتر توضيح داده مي شود :

 

 

نورون نوع يك گلژي :

 

 

اكثر اين نورونها داراي دندريت هاي فراوان و اكسونهاي بسيار طولاني هستند كه در ماده خاكستري سيستم عصبي مركزي از سلول خارج و وارد ماده سفيد مي گردند . الياف بعضي از انها از سيستم عصبي مركزي خارج مي شوند و بصورت الياف عصبي محيطي در مي ايند . اين گروه شامل نورونهايي هستند كه اكسون انها در اعصاب محيطي شركت مي كنند و همچنين راههاي اصلي مغز و نخاع را تشكيل مي دهند . اين نورونها امواج عصبي را به نقاط دور هدايت مي كنند .

 

 

نورون نوع دو گلژي :

 

 

 

نورونهايي ستاره شكل با اكسونهاي كوتاه و دندريتهاي منشعب متعدد مي باشند . اين نورونها در قشر مغز و مخچه و شبكيه چشم فراوان است . شكل و اندازه انها بسيار متفاوت است . از قبيل اشكال كروي ، بيضي ، گلابي ، دوكي و چند ضلعي اما همگي داراي استطاله هاي متعدد اشعه واري هستند كه به انها منظره ستاره اي شكلي مي دهند . كار اين نورونها جمع كردن تحريكات و منتشر كردن انها به تعداد زياد نورونهاي ديگر است .

 

 

 منبع:

roshd-logo