از بیش فعالی تا اوتیسم +گفتاردرمانی جامع انلاین فرذیس کرج

اختلال اوتيستيك
اختلال اوتيستيك كه گاهي اوقات به نام اوتيسم كودكي زود رس يا اوتيسم كودكي ناميده مي شود در پسرها چهار برابر شايع تر از دخترهاست . كودكان با اختلال اوتيستيك داراي نقص متوسط تا شديدي در ايجاد ارتباط با ديگران يا ايجاد روابط اجتماعي(socialization) و مشكلات رفتاري مي باشند بسياري از كودكان اوتيستيك همچنين داراي عقب ماندگي ذهني مي باشند .
دو عنوان مفيد ديگر براي شرح علائم طيف اوتيسم بكار مي روند يكي به نام تسلسل رفتاري توجه Attention Behavioral continuum(ABC) كه توسط دكتر رابرت سينايكو Robert sinaiko ايمونولوژيست بكار رفت و ديگري به نام تاخير نموي چند سيستمي Multi System of Developmental delays ( MSDD) توسط دكتر استنلي گرين اسپن DR.Stanly Green span متخصص اطفال بكار رفت . هر دو عنوان اشاره به اين مطلب مي كند كه كودك در زمينه هاي شناخت ، زبان ، حركت ،حسي –حركتي ، بينايي و هيجاني اجتماعي متاثر شده است اما سوال بزرگ اين است كه چه اتفاقي در بدن افتاده است كه سبب عقب افتادگي در اين زمينه ها شده است. دكتر Bernard Rimland روانشناس و پدر يك كودك اوتيستيك اين سوال را در زماني كه موسسه تحقيقاتي اوتيسم را پايه گذاري كرد مطرح كرد و بطور خستگي ناپذيري بيش از 30 سال است كه در اين زمينه تحقيق مي كند و توانست تا حدودي اوتيسم را از تاريكي بيرون بياورد.
والدين و پزشكان بسياري از كودكان با مشكلات مربوط به توجه اذعان مي دارند كه كودكانشان دوران شيرخوارگي را واضح گذرانده اند . تقريبا” همه آنها نشستن و ايستادن و اينگونه فعاليتها را بطور مناسب انجام داده اند بيشتر آنها مهارتهاي گفتاري را مناسب شروع نموده اند و در يك نقطه معمولا” بين سنين 15 تا 24 ماهگي رفتارهاي كودك غير قابل كنترل گرديد يا پس رفت كرد . امروزه محققان مي گويند كه اختلال نافذ رشد و كمبود توجه به نظر مي رسند كه دو گروه متفاوت باشند. بعضي افراد تاريخ و حوادثي را كه از آن به بعد كودكانشان از مسير خارج شدند را به ياد مي آورند و حتي داراي ويدئويي از آن دوران هستند آنها مي دانند كه آن از زماني شروع شد كه كودك به كوليك ، عفونت گوش ، آلرژيها ، آسم ، آگزما ، تشنج ، يا واكنش نامطلوب به ايمن سازي مبتلا شد و غذا خوردن او به صورت ناخنك زدن شد و حتي نمي توانست شبها به راحتي بخوابد. گاهي اوقات اين حالت به تدريج ايجاد مي شود. مادر بزرگ اذعان مي كند كه كودك ديگر نمي خندد و به او نگاه نمي كند و پدر و مادر اذعان مي كنند كه كودك كلماتي را كه بيان مي كرد ديگر نمي كند و در طي سال گذشته هيچ لغتي به گفتار او اضافه نشده است . معلمان سال اول مدرسه اظهار مي كنند كه كودك نمي تواند آرام بنشيند و به درس توجه كند. بعد از روزها هفته ها يا حتي ماهها مشاوره با پزشكان و تحمل اضطراب ، تشخيص به نامهاي اختلال نافذ رشد PDD يا اوتيسم يا ADD يا ADHD يا اختلال نموي چند سيستمي MSDD يا اختلالات يادگيري خاص يا يكي از صدها اختلال يادگيري گذاشته مي شود.
علائم باليني و رفتاري
كرايترياي تشخيصيDSM IV براي اختلال اوتيستيك به شرح زير مي باشند.
A. 6 حالت يا بيشتر از موارد گروه علائم 1 يا 2 و 3 با حد اقل 2 مورد از گروه 1 و يك مورد از گروه 2 و3
1- وجود نقص كيفي در ايجاد روابط اجتماعي كه با حد اقل 2 مورد از موارد زير مشخص مي شود

(a) نقص در استفاده از رفتارهاي غير گفتاري مثل تماس چشمي با ديگران ابراز احساس با عضلات صورت يا با اندامهاي بدن يا ژست گرفتن هاي متناسب با حالات دروني براي تنظيم روابط بين فردي و اجتماعي
(b) نقص در گسترش روابط دوستي با هم سن و سالان متناسب با سطح دوستي
(c) كمبود در جستجوي خود به خودي و مشترك ساختن علائق و لذات يا دستاوردها با ديگر مردم مثلا” نقص در نشان دادن، آوردن يا اشاره كردن به چيز هايي كه مورد علاقه اوست
(d) نقص تعاملات هيجاني يا اجتماعي
2- نقص در برقراري ارتباط فردي كه با حداقل يكي از موارد زير مشخص مي شود.
(a) تاخير در يا نقص كلي نمو زبان گفتاري ( بذون تلاش براي جبران آن با تقليد كردن يا ژست هاي بدني )
(b) در افراد با توانايي صحبت كردن كافي با نقص در توانايي شروع يا نگهداري يك مكالمه با ديگران مشخص مي شود
(c) استفاده كليشه اي يا تكرار شونده كلمات يا گفتار مختص خود كودك
(d) كمبود تنوع در بازيهاي خود باوري كودكان يا شروع بازيهاي متناسب با سن نموي

3-رفتارها علايق و فعاليتهاي محدود شده و كليشه اي چنانكه با حداقل يكي از موارد زير مشخص مي شود
(a) اشتغال ذهني فراگير با يك يا بيشتر علايق كه از لحاظ شدت يا نحوه بروز غير طبيعي باشد
(b) بطور واضحي غير قابل انعطاف بودن براي روشهاي رفتاري غير عملي يا مراسمها يا تشريفات
(c) حركات تكرار شونده يا كليشه اي مثل بازي با دستها يا انگشتان
(d) تمايل و اشتغال ذهني دائمي با قسمتهايي از اشيا

( B) تاخير يا عملكرد غير طبيعي در حداقل يكي از موارد زير با ظهور در پيش از سه سالگي
1- تعاملات اجتماعي
2- زبان مورد استفاده در روابط اجتماعي
3- بازيهاي سمبوليك يا تصوري
(C) اختلالات دليل موجهي براي اختلال رت يا اختلال فرو پاشنده كودكي نباشد

علائم باليني و رفتاري

اوتيسم حالتي است كه در اوايل كودكي بروز مي كند و بوسيله اختلال در تعاملات اجتماعي و برقراري ارتباط فرد با ديگران و علائق محدود و عجيب غريب اجتماعي بروز ميكند.
بيشتر افراد مبتلا به اوتيسم داراي عقب ماندگي ذهني متوسط با IQ بين 35 تا حداكثر 50 مي باشند. گرچه ارزيابي هوش اين كودكان مشگل است اما تقريبا” سه چهارم اين كودكان داراي عقب ماندگي ذهني هستند. عموما” هرچه عقب ماندگي ذهني بيشتر باشد احتمال اوتيسم بيشتر مي باشد. به هر حال عملكرد پايين در بيماران با بهره هاي هوشي كمتر از 20 سبب عقب افتادگي در ارزيابي اوتيسم مي شود بنابر اين ابزارهاي تشخيصي اوتيسم ممكن است سبب ارائه نتايج نادرست در افراد بسيار كم هوش شود.
تشخيص اوتيسم در افراد بسيار عقب مانده نياز به تجربه يك پزشك با تجربه دارد. در ابتدا ما علائم بيماران اوتيستيك با عقب ماندگي ذهني را بررسي مي كنيم و در مورد افراد اوتيستيك بدون عقب ماندگي ذهني در مبحث آسپرگر بحث مي كنيم.
اختلالات تشنجي در افراد اوتيستيك بسيار شايع هستند . ابنرماليتي هاي حركتي يك نماي برجسته در زير مجموعه افراد است و حركات غيرطبيعي در بدو تولد در تعدادي از اينگونه كودكان ديده شده است. تجزيه و تحليل حركات نوزادان ممكن است سبب تشخيص زودرس اوتيسم قبل از بروز علائم تيپيك آن شود. گرچه اوتيسم ابتدا در خانواده هاي سطح بالاي اجتماعي گزارش شد اما تحقيقات بعدي نشان داد كه در كليه سطوح اجتماعي بطور يكسان ديده مي شود.
درحاليكه اتيولوژي بيماري مشخص نيست نظريه هاي متفاوت شامل ابنرماليتي هاي ژنتيكي ، عوارض بارداري ، در معرض قرارگيري با توكسينها و عفونتهاي در زمان جنيني يا حوالي وضع حمل يا بعد از تولد يا سرخجه بارداري در بروز اين بيماري گزارش شده اند. به علاوه توبروزاسكلروز به عنوان يك بيماري با بروز همزمان گزارش شده است. از سوي ديگر گزارشهايي حاكي از همراهي اوتيسم با واكسيناسيون بر عليه سرخك ، سرخجه و اوريون گزارش شده است اما اثبات نشده است. حداكثر 10 درصد از كودكان مبتلا به PDD همزمان يك اختلال باليني ديگر را نيز همزمان نشان مي دهند.
درمان موثر رفتاري ( رفتار درماني) آموزش و روان درماني و مداخله هرچه زودتر باعث بروز نتايج هرچه بهتر مي شود. غربالگري كودكان و نوپايان براي علائم ابتدايي اوتيسم و ارجاع آنها براي درمان هرچه زودتر يك امر بسيار ضروري است . گرچه رويكرد تجزيه و تحليلي رواني كه در ميانه قرن بيستم شايع بود مشخص شد كه موثر نيست و ديگر استفاده نمي شود اما شرحهاي اوليه از بيماري اوتيسم پيشنهاد مي داد كه والدين سرد و پس زننده (Rejecting)

( مادران يخچالي) باعث اوتيسم در نوپايان مي شود اما مطالعات دقيق كودكان اوتيستيك و والدين آنها اين نظريه را ثابت نكرده است. اوتيسم به علت مبود عاطفه و گرمي والدين اتفاق نمي افتد. اوتيسم به سبب كمبودهاي هيجاني يا رواني در والدين رخ نمي دهد و مقصر دانستن والدين براي بروز اوتيسم در كودكانشان صحيح نيست.
مشكل بزرگ در تبيين سلامت كودكان اوتيستيك ناهماهنگي وتناقض هاي تشخيصي است. گرچه كرايترياي تشخيصي اوتيسم و ديگر انواع PDD در DSM IV-TR(TM) و ICD-9-CM با هم متفاوت هستند اما هر دو آنها بطور وسيعي توسط پزشكان و محققين در سراسر دنيا پذيرفته شده اند.
ابزارهاي متعددي براي تشخيص اوتيسم و ديگر اختلالات نافذ رشد يافت شده اند. براي كار برد اين ابزارها در تشخيص اوتيسم و ديگر بيماريهاي مرتبط بصورت معتبر و قابل اطمينان نياز به آموزش وسيع و تجربه است. بنابر اين مگر اينكه آنها تجربه وسيعي با كودكان اوتيستيك داشته باشند تا درك و فهم مناسبي از مفاهيم تلويحي كرايترياي تشخيصي و مقياسهاي اندازه گيري داشته باشند بنابر اين به متخصصين اطفال و ديگر پزشكان توصيه مي شود تا در موارد مشكوك به اوتيسم به متخصصين متبحر در اين زمينه ارجاع دهند. در اينجا ما سعي مي كنيم تا درك مناسب و پايه اي از اوتيسم و بيماريهاي مرتبط ارائه دهيم ولي خوانندگان اين مطالب بايد دوره هاي آموزشي مناسب را پيش از اينكه بتوانند تشخيص قابل اطميناني ارائه دهند داشته باشند.
دارودرماني در درمان كمبودهاي اساسي اوتيسم بي اثر است اما ممكن است در درمان مشكلات رفتاري مرتبط و اختلالات همزمان موثر باشد. منافع احتمالي دارو درماني با مضار آن بايد در مورد هر بيمار جداگانه ارزيابي شود .
پاتوفيزيولوژي :
مطالعات تصويربرداري از مغز و آناتومي آن ابنرماليتي هايي را در نواحي مختلف مغز نشان داده است كه شامل لوبهاي تمپورال و فرونتال و مخچه مي شوند . بزرگي آميگدال و هيپوكامپوس در دوران كودكي شايع هستند ولي يافته ها در افراد مختلف متفاوت است.
رفتارهاي غيرطبيعي مرتبط در ديگر گونه ها كه مرتبط با بد عملكردي سروتونين ، نوروپپتيدها ، اكسي توسين و وازوپرسين هستند پيشنهاد مي كنند كه ممكن است يك بد عملكردي در يك يا بيشتر در اين مواد سبب اوتيسم در انسان شود.
بالا رفتن سروتونين در سطح خون كامل در يك سوم بيماران ديده مي شود. سطح افزايش يافته سروتونين خون در والدين و خواهر برادرهاي بيمار نيز ديده مي شود. افراد اوتيستيك و مادرانشان سطوح بالاي واكنش پذيري ايمني پروتئين بتا اندورفين با انتهاي سی  را نشان مي دهند. اساس و اهميت اين يافته ها مشخص نيست يافته هاي آزمايشگاهي پيشنهاد مي كنند كه كودكان با عملكرد پايين اوتيستيك ممكن است داراي نواقصي در متابوليسم آمينهاي فنولي باشند. بنابر اين علائم اختلالات اوتيستيك ممكن است با مصرف محصولات لبني ، شكلات ، ذرت ، شكر ، سيب ، و موز بدتر شوند اما براي تاييد اين مطلب مطالعه وسيعي صورت نگرفته است.
بسياري ديگر از نظريه هاي مثل مصرف اسيد فوليك در دوران بارداري به عنوان علت اوتيسم مطرح شده اما هيچكدام به عنوان علت قطعي اثبات نشده اند.
شيوع:
در ايالات متحده:
اختلال اوتيسم و بيماريهاي مرتبط با آن 10 تا 20 نفر در هر 10000 نفر را در آمريكا مبتلا مي كنند. تخمين زده مي شود كه در آمريكا 400000 مبتلا به اوتيسم يا بيماريهاي مرتبط با آن وجود داشته باشد. طيف بيماريهاي اوتيسم يكي از شايعترين ناتوانيهاي نموي دوران كودكي محسوب مي شوند. مطالعات اپيدوميولوژيك براي يافتن موارد اوتيسم بسيار پر هزينه است. بهترين استراتژي براي يافتن موارد اوتيسم غربالگري هاي متعدد با استفاده از چك ليست علائم اوتيسم توسط والدين مي باشد كه كودكان با احتمال بيشتر را مشخص تر مي كند و در مراحل بعدي كودكان مورد معاينه قرار مي گيرند.
در ديگر مناطق دنيا:
اختلال اوتيسم و ديگر حالات مرتبط 10 تا 15 نفر در هر 10000 نفر را در جمعيت عمومي مبتلا مي سازد. مطالعات در ژاپن ميزان ابتلاي بيشتري را نشان مي دهد البته محققين ژاپني اذعان مي دارند كه اين آمار بالاتر مربوط به دقت بالاي پزشكان ژاپني است.بعضي مطالعات پيشنهاد ميكنندكه شيوع بيشتر بيماريهاي عفوني در قسمتهايي از ژاپن علت شيوع بالاتر بيماري است . مطالعات اپيدميولوژيك بيشتري براي يافتن شيوع و بروز واقعي و نحوه توزيع آن در سراسر دنيا لازم است كه با انجام شدن آن شايد بتوان روي علت بروز آن تمركز كرد.
مورتاليتي و موربيديتي:
نتايج طولاني مدت افراد اوتيستيك بطور مستقيم مرتبط با ميزان هوش اين افراد است.
نژاد:
مطالعات در ژاپن شيوع بالاتر اين اختلال را در اين كشور نشان مي دهند. ميزان بالاي گزارش شده اوتيسم در مطالعات متعدد ژاپني ها منعكس كننده شيوع و بروز بالاتر اين اختلال در ژاپن است. از طرف ديگر پزشكان ژاپني تسلط بالايي در تشخيص اوتيسمهايي دارند كه در ديگر كشورها چشم پوشي شده اند. و از سوي ديگر بعضي مطالعات پيشنهاد مي كنند كه بعضي از موارد اوتيسم در ژاپن در نتيجه عفونتهاي معده اي روده اي و ديگر عفونتهاي ناشي از غذاهاي دريايي و ديگر منابع آبي مشخصه ژاپن ناشي مي شود.
جنس:
نسبت مذكر به مونث 3 تا 4 به 1 مي باشد
اختلال اوتيسم بيشترين شيوع را در پسرها دارد كه كاريوتايپ آن XY 46 است . در بعضي مطالعات سندرم X شكننده در يك دهم پسرهاي اوتيستيك ديده مي شود.
سن:
اختلال اوتيسم در اوايل كودكي بروز مي كند با استفاده از كرايترياهاي موجود در حال حاضر عدم وجود ابنرماليتي ها در 30 ماه ابتداي زندگي اختلال اوتيسم را رد مي كند . افراد با بروز ديررس علائم منطبق با اوتيسم ممكن است تحت عنوانهاي اختلال فروپاشي كودكي ، سندرم رت ، سندرم آسپرگر و PDD NOS طبقه بندي شوند.
بسياري از والدين از رشد و نمو نرمال در سنين 2 سال ابتداي زندگي كودكشان قبل از توجه به نقص در مهارتهاي ارتباطي و اجتماعي
مي گويند. افراد مبتلا به اختلال طيف اوتيسم و PDD NOS از رفتار درماني هاي هدفمند توسط درمانگران متبحر در اين بيماريها بهره مند مي شوند. بنابر اين كودكاني كه علائم اختلال اوتيستيك يا ديگر اختلالات نافذ رشد ويا ديگر اختلالات طيف اوتيسم را بروز مي دهند بسيار محتمل است كه از مداخلات درماني فشرده طراحي شده براي كودكان اوتيستيك بهره مند شوند. از آنجا كه نتايج مطلوب زماني اتفاق مي افتد كه مداخلات درماني هرچه زودتر شروع شود و كودك به محض تشخيص مي بايست روي درمان فشرده قرار گيرد. والدين و متخصصين اطفال و ديگر افراد شاغل در درمان بيماران بايد از كمك ديگر افرادي كه با مداخلات درماني اين بيماران آشنا هستند مي بايست مرتبط بوده و از كمك آنها بهره مند گردند.
تاريخچه
اشاره خواستاري
– اشاره خواستاري استفاده از انگشت اشاره براي نشان دادن چيز مورد علاقه كودك به شخص ديگري است. نونهالان بطور تيپيك ياد مي گيرند كه از انگشت اشاره براي نشان دادن و ايجاد ارتباط در مورد چيزهاي مورد علاقه به ديگران استفاده كنند.
– عدم وجود اين گونه اشاره ها پيش بيني كننده تشخيص بعدي اوتيسم است. عدم حضور اشاره خواستاري مي تواند بوسيله مصاحبه با والدين يا درمانگران مشخص شود.
تحريك محيطي
– والدين پاسخهاي غير معمول به محركهاي محيطي را بيان مي كنند. اين پاسخها مي تواند بصورت واكنش بيش از حد يا عدم واكنش به محركهاي حسي ورودي باشد.
– اصوات نظير صداي جارو برقي يا موتورسيكلت ممكن است سبب جيغهاي پياپي كودك مبتلا به اوتيسم شود. صداي راديو يا ضبط يا تلويزيون ممكن است سبب تحريك صوتي دردناك شود. گاهي اوقات والدين مجبورند براي انجام كارهاي روتين خانه ترتيب ديگري اتخاذ كنند تا كودك حضور نداشته باشد.
– كودكان مبتلا به اختلال اوتيسم ممكن است پاسخهاي تشديد يافته يا خشمناك به محركهاي حسي روزانه مثل لامپهاي درخشان يا لمس بدهد.
تعاملات اجتماعي
جدايي از والدين ممكن است كمبود تماس چشمي را باعث شود كه از علائم تيپيك اوتيسم است
ممكن است حتي عدم پاسخ به محركهاي دردناك و جراحتهاي فيزيكي وجود داشته باشد و بجاي اينكه كودك در زمان بروز جراحت يا كبودي ناشي از ضربه به سمت والدين خود بدود هيچگونه عكس العمل رفتاري از خود نشان ندهد. گاهي اوقات والدين كودك اوتيستيك متوجه جراحت نمي شوند تا زمانيكه ناحيه جراحت را ببينند. والدين مكررا” مجبورند از كودك وقتي كه تغييري در خلق او مي بينند در مورد مشكل وي سوال كنند. وقتي كودك مجروح مي شود ممكن است از والدين خود درخواست كمك نكند و والدين مجبورند بدن وي را مكررا” براي يافتن ناحيه صدمه ديده بازديد كنند.
اشكال در تعاملات اجتماعي متداول است . كودكان ممكن است در دوست يابي و فهم تمايلات اجتماعي ديگر كودكان مشكل داشته باشند. و از طرفي آنها ممكن است شيفتگي و تمايل به اشيايي داشته باشند كه بطور نرمال كودكان تمايل ندارند.
برقراري ارتباط
ابنرماليتي گفتاري بسيار متداول است. آنها داراي تاخير گفتاري و انحراف از نرمال در گفتار خود هستند. واژگون سازي ضميري در اين كودكان بسيار متداول است مثلا” بجاي گفتن من ميگويد تو يا شما
بازي كردن
– عدم وجود بازيهاي سمبوليك در دوران نوپايي و شيرخوارگي پيش بيني كننده تشخيص بعدي اوتيسم است بنابر اين غربالگري براي وجود يا عدم بازيهاي سمبوليك كليد اساسي براي ارزيابي اوتيسم و ديگر ناتوانايي هاي نموي است.
– بازي عجيب غريب با قسمتهايي از يك شيء بجاي استفاده عملي از كل شيء . براي مثال يك كودك اوتيستيك ممكن است از چرخاندن چرخهاي يك ماشين بيشتر لذت ببرد تا حركت دادن كل آن در زمين براي بازي. كه در فيلم شماره 4-6 مشهود است .
– كودكان اوتيستيك ممكن است از به خط در آوردن مكرر يا انداختن اشياء از ارتفاع مشخصي لذت ببرند
– كودكان شيفته چيزهايي شوند كه بطور نرمال اسباب بازي نيستند مثل يك تكه طناب فيلم شماره 5 نشان دهنده شيفتگي يك كودك به رشته هاي يك طناب است. آنها ممكن است از انباشتن بند هاي لاستيكي يا گيره هاي كاغذ و تكه هاي كاغذ لذت ببرند. آنها ممكن است ساعتها وقت خود را صرف نگاه به لامپهاي ترافيك يا پروانه هاي پنكه يا آب رونده كنند.
– بعضي والدين گزارش مي دهند كه آنها مجبورند درب دستشويي را قفل كنند تا از كشيدن سيفون در طول روز بطور مكرر توسط كودكشان جلوگيري شود.
پاسخ به بيماريهاي تب دار
– كودكان اوتيستيك ممكن است در زمان ابتلا به بيماريهاي تب دار رفتارهاي عجيبشان كاهش يابد. والدين ممكن است گزارش كنندكه وقتي كودكشان دچار تب مي شود رفتارها و علائم او بهبود مي يابد والدين ممكن است بگويند كه وقتي كودكشان يم فرشته مي شود احتمالا” گوشش عفونت كرده است بعضي رفتارهاي غير طبيعي كودك كه والدين را به ستوه مي آورد نظير رفتارهاي خود آزاري ، تهاجم به ديگران ، تخريب وسايل و از عصبانيت هاي شديد و بيش فعالي ممكن است در بيماريهاي تب دار كاهش يابد. كودكاني كه بطورتيپيك در مدرسه و خانه رفتارهاي غير قابل كنترل دارند ممكن است مطيع و قابل كنترل به نظر برسند.
– اين مهار رفتارهاي منفي ممكن است در تعدادي از بيماريهاي تب دار مثل عفونتهاي گوش ، عفونتهاي دستگاه تنفسي فوقاني و بيماريهاي دوران كودكي اتفاق بيافتد. بهبودي كودك از بيماري تب دار با بازگشت ناگهاني مشكلات رفتاري كودك همراه مي شود.
معاينه باليني
غربالگري كودكان براي پيشگيري از اختلال اوتيسم بسيار مهم است بارون كوهن و همكارانش مشاهده كردند كه نگاههاي خيره غير طبيعي و اشاره به اشياء مورد علاقه با انگشت و بازيهاي نمادين در طي ويزيت كودكان در تشخيص آينده اوتيسم بسيار مهم بوده است. بارون كوهن و همكارانش چك ليستي را براي غربالگري كودكان از نظر اوتيسم طراحي نموده اند. (‍CHAT-Check list for Autism in Toddlers)
اين تست غربالگري در انگلستان بسيار مفيد بوده اما بعضي از قسمتهاي آن با بعضي فرهنگها هماهنگ نيست كه ارزش آن را در ديگر مليتها كم مي كند.
– در ارزيابي پيگيري خيرگي چشمها توسط بارون و كوهن پيشنهاد شده است كه مراحل زير طي شود.
پزشك نام كودك را صدا مي كند و به يك اسباب بازي در سمت ديگر اتاق اشاره مي كند و مي گويد اوه نگاه كن يك …… ( نام اسباب بازي را مي گويد) اونجاست اگر كودك به همراه پزشك به همان سو نگاه كرد يك نگاه مشترك نرمال است و اگر نگاه نكرد بايد به يك متخصص رشد و نمو كودك براي رد اوتيسم يا ديگر انواع PDD ارجاع شود.
– در ارزيابي توانايي اشاره با انگشت اشاره به كودك گفته مي شود كه لامپ كجاست به من نشان بده اگر كودك با انگشت اشاره نشان داد كه پاسخ نرمال است و اگر پاسخ منفي باشد تست را دوباره با يك خرس عروسكي كه قابل دسترسي نباشد انجام ميدهيم و در صورت منفي بودن پاسخ مي بايست به متخصص ارجاع شود.
– بدون شباهت با ديگر كودكان با عقب ماندگي ذهني كودكان اوتيستيك بطور تيپيك از نظر ظاهري نرمال هستند.
حركات بدن
– بعضي افراد اوتيستيك داراي حركاتي شبيه كره سيدنهام و ديگر اختلالات حركتي مي باشند. حركات كليشه اي كه بصورت حركات تكراري و حالات بدني خاص و تكرار كلمات هستند يكي از يافته هاي شايع در افراد اوتيستيك است
– يكي از حركات غير نرمال كه در كودكان با اوتيسم اتفاق مي افتد عبارت است از حركت دست شبيه بال زدن كه در آن اندام فوقاني سريع بالا و پايين ميرود در حاليكه مچ شل است و حالتي شبيه حركت يك پرچم در باد را ايجاد مي كند.
– حالت فوق در زماني اتفاق مي افتد كه كودك خوشحال يا هيجاني است و اين حالت ممكن است در تركيب با حالات كل بدن مثل بالا و پايين پريدن و چرخيدن به دور محور عمودي بدن باشد.
– كودكان اوتيستيك اغلب تيك هاي حركتي نشان مي دهند و قادر نيستند كه آرام بنشينند. از آنجا كه اغلب كودكان اوتيستيك از لحاظ ذهني عقب مانده هستند و غير گويا هستند بيان تجربيات ذهني مرتبط با حركت اغلب براي آنها غير ممكن است . بعلت اينكه بيان علائق ذهني بصورت حركتي براي تشخيص بيقراري حركتي(Akathisia) ضروري است . بيقراري حركتي (Akathisia) در افرادي كه توان بيان تجربيات ذهني با كلمات را ندارند قابل تشخيص نيست. سطح بالاي فعاليت و كمبود واضح توانايي آرام نشستن شبيه Akathisia وقتي كه فرد توانايي بيان زباني احساس بيقراري دروني خود را ندارد و اشتياق زيادي براي حركت دارد به عنوان PseudoAkathisia ناميده شده است
نماي سر
اندازه دور سر در يك زير گروه از كودكان اوتيستيك افزايش يافته است در حاليكه همراه اختلال ديگري نمي باشد. افزايش دور سر در پسرها شايع تر از دخترهاست و با رفتار تطابقي ضعيف آنها مرتبط است. افزايش دور سر در چند سال ابتداي زندگي مشخص تر است و ممكن است متعاقبا” در دوران نوجواني به اندازه نرمال برگردد.
خطوط انحرافي كف دست از ديگر آنومالي هايي است كه در اختلال اوتيستيك بطور شايع ديده مي شود.

روشهاي درجه بندي
درمانگران و پزشكان ممكن است نياز داشته باشند كه در مورد هرگونه حركت در دهان ، صورت ، دستها يا پاهاي بيمار سوال كنند و اگر چنين باشد مي بايست نوع حركت شرح داده شود و چگونگي آزرده شدن بيمار گفته شود. از بيمار ممكن است درخواست شود كه روي صندلي بنشيند در حاليكه پاها كمي باز باشند و دستها بين پاها يا روي زانوها آويزان باشد. از بيمار درخواست مي شود كه دهانش را باز كند و دو بار زبانش را بيرون بياورد. اگر بيمار عمل درخواستي را انجام نداد معاينه كننده سپس اين عمل در مستقيما” جلوي بيمار انجام مي دهد تا بيمار عمل مورد نظر راانجام دهد. براي اطلاعات بيشتر به مبحث Tardive Dyskinesia مراجعه كنيد.
به علت اينكه به زبان آوردن بي قراري دروني و اصرار به حركت براي تشخيص آكاتيزي نياز است ، مشاهده حركات تيپيك آكاتيزي در فردي كه نمي تواند موضوعات ذهني را به زبان بياورد شايسته تشخيص آكاتيزي كاذب يا شايد آكاتيزي باشد.

ارزيابي هاي حركات كليشه اي
حركات مشاهده شده در افراد اوتيستيك بطور مكرر به عنوان حركات كليشه اي دسته بندي مي شوند. اين حركات تحت عنوان سه گروه تقسيم بندي مي شوند.
1- حركات دهاني صورتي ( براي مثال زبان ، دهان ، و حركات صورت مثل حالت بو كشيدن ، آب بيني را بالا كشيدن، و ديگر اصوات
2- حركات اندامي مثل حركات دست ، انگشتان دست يا پا يا حركات ساق پا
3- حركات سر و تنه مثل چرخيدن ، كج شدن ، سر كوبيدن يا حركات نوساني تنه
حركات كليشه اي در كودكان غير اوتيستيك با عقب ماندگي ذهني نيز اتفاق مي افتد .ارزيابي و پيگيري حركات كليشه اي يك كار با ارزش است چرا كه اين گونه حركاات هم باعث آزار ديگران شده و هم باعث تداخل در فعاليتها در مدرسه خانه يا محل كار مي شود. ارزيابي هاي روتين در خلال درمان و بعد از درمان براي تعيين اثرات مداخلات با ارزش است. براي ارزيابي و درجه بندي حركات كليشه اي به مبحث Tardive Dyskinesia مراجعه نماييد.
رفتارهاي خود آزاري:
يكي از اشكال جدي حركات كليشه اي رفتارهاي خود آزارانه است .خود آزاري ممكن است بصورت ناخن كشي به پوست يا خود زني ، كوبيدن سر و كشيده زدن به صورت ، كوبيدن سر و تنه به اشياء ديگر ، كشيده زدن و آزار رساندن به تنه ، فروكردن چيزي در چشم يا مقعد يا جاهاي ديگر بدن، جويدن لب ، كشيدن مو و ناخن و ضربه زدن به دندانها مي باشد.
خود آزاري ها مي تواند سبب نقص عضو يا مرگ شود براي مثال ضربه يا سيخونك به چشم ممكن است سبب كندگي شبكيه و كوري شود. در حاليكه در جمعيت كوچكي از كودكان اوتيستيك خود آزاري بروز مي كند اين گروه بيشترين چالش را پيش روي درمانگران قرار مي دهند.
دو نمونه باليني:
نمونه اول :
بيمار پسر بچه 6 ساله اي بود كه با تشخيص اوتيسم روزانه 75 ميلي گرم كلوميپيرامين مصرف مي كرد و علائم بدون توقف كليشه اي از خود نشان مي داد. او بطور مكرر از گوشه چشم نگاه مي كرد و سر خود را كج مي كرد. او اغلب با انگشتانش بازي مي كرد و ور مي رفت و حالتهاي غير نرمال را به خود مي داد. او گاهگاهي شكلك در مي آورد. او بطور مكرر شكافهاي چشم بند ها را لمس مي كرد در حاليكه به گوشه پنجره نگاه مي كرد.. او انگشتانش را روي چشم بند ها و كشوهاي كابينت و صندلي مي ماليد. در ساعت 5/8 او بطور مختصري خود را نوسان داد و اصوات غير مشخصي را به صدا در مي آورد . او ممكن است به خواب رفته باشد.
نمونه دوم:
بيمار كودك 7 ساله مبتلا به اوتيسم است كه تنها روزانه ويتامين مصرف ميكند . معاينه گر مكررا” گوشي تلفن را حركت مي داد و با انگشت روي گوشي مي زد اين كار كه ابتدا توسط بيمار انجام شده بود براي تحريك بيمار به انجام مجدد آن انجام گرفت اما بيمار متوجه حضور معاينه گر نبود و حول محور مركزي خودش مي چرخيد. او با تلفن بازي غير عملي مي كرد و مكررا” انگشتش حركت مي كرد (وول مي خورد) و حركات كليشه اي انجام مي داد. او به تناوب اصوات غير قابل تشخيص از خود در مي آورد و بطور مختصري حركات نوساني داشت. تصوير 4 را ببينيد.
معاينه گر ممكن است تلاش كند براي ايجاد يك سري پاسخ از سوي بيمار به اين ترتيب كه معاينه گر مي گويد نوبت من است و با يك بلوك به يك بشقاب مي زند و سپس به بيمار مي گويد نوبت توست واگر پاسخ نداد ممكن است بيمار نياز به كمك فيزيكي داشته باشد. مثال باليني : بيمار كودك 7 ساله اي مبتلا به اوتيسم بود كه تنها ويتامين مصرف مي كرد وقتي معاينه گر تلاش مي كرد كه با زدن يك بلوك به بشقاب به او نوبتش را بفهماند كودك بطور مكرر مي پريد و مي چرخيد و بازيهاي غير عملي با تلفن انجام مي داد. او سرش را كج مي كرد و با دقت به گوشه پنجره نگاه مي كرد. او علاقمند به احساس و لمس تكه چوب بود . او با اسباب بازيهاي كوچك كه در دست داشت سريعا” دستش را حركت مي داد.
علل:
چندين دهه قبل اين نظريه داده شد كه اوتيسم در كودكاني ايجاد مي شود كه توسط والدين سرد پس زده شده اند ( والدين يخچالي) و آنها را مقصر انحراف از نرمال كودكان كم سن مي دانستند. اما مطالعات خانوادگي اين مطلب را اثبات نكردند. خيلي مهم است كه بطور مكرر با والدين كودكان اوتيستيك ارتباط ايجاد شود.
علت اختلالات اوتيستيك ناشناخته است . نظريات شامل عوارض بارداري ، عفونتها ، ژنتيك و در معرض قرار گيري با توكسين ها مي باشد.
عوارض بارداري
– عوارض بارداري با افزايش خطر بروز اوتيسم همراه است اما مشخص نيست كه آيا عوارض بارداري سبب اوتيسم مي شود يا هر دو ناشي از يك علت ديگر مي باشند.
عفونتها
– يك زمينه عفوني در بعضي افراد اوتيستيك اين پيشنهاد را داده است كه ممكن است عفونت عامل اوتيسم باشد كما اينكه در اپيدمي هاي سرخجه احتمال بروز اوتيسم بالاتر مي رود. اين يافته ها اين نظريه را ارائه مي كنندكه عفونت با سرخجه آسيب پذيري براي ايجاد اوتيسم را در جنين ايجاد مي كند.
ژنتيك
– يك توزيع ژنتيكي نيز براي اوتيسم شناخته شده است.
– – مطالعات متعدد خانوادگي پيشنهاد داده است كه يك جزء ژنتيكي در خانواده هاي اين افراد وجود دارد. براي مثال بسياري مطالعات نشان داده اند كه بعضي وابستگان بدون علامت درجه اول اين افراد ابنرماليتي هايي در ميزان سروتونين و ديگر مواد شيميايي مشابه پيش ماده هاي آن دارند. اما به هر حال يك فرد اوتيستيك مشخص ممكن است صفت فاميلي خاصي را كه در جمعيت افراد اوتيستيك ديده شده نشان ندهد.
– – يافته هاي ژنتيكي اوتيسم يكي از اهداف آينده تحقيقات است. اما به هر حال فايده مطالعات باليني خانواده افراد اوتيستيك مشخص نشده است.
توكسين ها
– در معرض توكسين قرار گرفتن به عنوان يكي از علل اوتيسم پيشنهاد شده است . گرچه در معرض قرار گرفتن در بعضي افراد اوتيسم مشخص شده اما يك نقش علتي در كليه افراد اوتيستيك ثابت نشده است. مناطق خاصي از زمين ممكن است به علت وجود توكسين هاي خاص بروز مشخصي داشته باشند مثلا” افزايش اوتيسم در مناطق خاصي از ژاپن را به علت توكسين منتقل شده از ماهي مي دانند. گرچه توكسين ها ممكن است نقشي در بعضي افراد اوتيستيك در ژاپن داشته باشد اما در كل ژاپن اين مطلب بطور عموم به عنوان علت ثابت نشده است. يكي ديگر از دلايل ميزان بالاي اوتيسم در ژاپن را آموزش و دقت زياد پزشكان ژاپني مي دانند.
– بروز اوتيسم بعد از واكسيناسيون سرخك ، اوريون و سرخجه به اين نظريه هدايت شده كه اوتيسم ممكن است به علت واكسيناسيون ايجاد شود اما مطالعات دقيق ارنباط بين واكسيناسيون سرخك ، اوريون و سرخجه را با اوتيسم ايجاد شده متعاقب آنها را در جمعيت عمومي نشان نداده است.
تشخيص هاي افتراقي
1- آكانتوسيتوز
2- اختلال وسواسي جبري
3- تريكوتيلوامنيا
4- كمبود بيوتين
5- اختلال جدايي هويت
6- FTT
7- سوء استفاده جسمي
8- كوتولگي رواني
9- اختلال وابستگي واكنشي
10- كمبودهاي شناختي
11- سندرم cornelia de lange
12- سندرم كريدو شات
13- سندرم داون
14- اختلال پيكا
15- سندرم X شكننده
16- بيماري گاچر
17- نقصهاي شنوايي
18- عفونت با HIV
19- هيپو ملانوز Ito
20- اختلالات يادگيري
21- مسموميت با سرب
22- توبروز اسكلروز

ديگر اختلالاتي كه بايد در نظر گرفته شود:
1- كاريوتايپ 44XXX
2- كروموزومهاي 47
3- ترانسلوكاسيون متعادل 7:20
4- سندرم آنجلمن (مرد فرشته)
5- حذف 1p35
6- دوپليكاسيون باندهاي 15q11-13
7- اختلال عادتي
8- هيدروسفالي
9- حذف بينابيني كروموزوم 17 ( p11.2)
10- اختلالات گفتاري
11- كروموزوم Y بلند
12- بيماري ميناماتا
13- سندرم موبيوس
14- هيپرگليسمي غير كتونيك
15- تريزومي پارشيال 6p
16- دوپليكاسيون معكوس (15) ( pter->q13)
17- تشنجات
18- تشنجات لوب فرونتال
19- اسپاسمهاي نوزادي
20- اختلال تورت
21- تريزومي 22
مطالعات آزمايشگاهي:
– در يك سوم افراد ميزان سروتونين افراد اوتيستيك افزايش يافته است سطح افزايش يافته سروتونين در والدين و برادر خواهر هاي فرد مبتلا نيز ديده مي شود.
– بيوتينيداز سرم در بعضي افراد اوتيستيك كاهش يافته
– مطالعات ايمونولوژيك براي تشخيص ابنرماليتي ها نظير كاهش غلظت پلاسمايي پروتئين كمپلمان C4B بسيار مفيد است
– افزايش واكنش پذيري پروتئين بتا اندورفين با انتهاي C در افراد اوتيستيك و مادرانشان

مطالعات تصوير برداري
MRI
– مطالعات ناسازگار هستند اما يافته هايي بدست آمده است ، شامل بزرگي كلي مغز ، بافت كلي مغز و بطنهاي طرفي و چهارم مغز همزمان با كاهش سايز مغز مياني ، مدولا اوبلونگاتا ، نيمكره هاي مخچه و لوبهاي كرمي شكل ( Vermal) VI و VII
– هنگامي كه هيپوپلازي در بعضي افراد اوتيستيك ديده شد در تعدادي ديگر افراد هيپر پلازي ديده شد !
– افراد اوتيستيك كه سرشان را مي كوبند ممكن است بزرگي دوگانه فضا در استخوانهاي پاريتال و اكسيپيتال با كاهش ماده خاكستري نزديك به تغييرات استخواني داشته باشند. اين يافته ها شبيه بوكسورهايي است كه دچار آنسفالوپاتي و دمانس پوگيليستيكا مي شوند dementia pugilistica
CT Scan
مطالعات با يكديگر سازگار نيستند اما مي توانند نواقصي را نشان دهند كه شامل بزرگي بطنها ، هيدروسفالي ، ضايعات پارانشيمال و كاهش اندازه هسته دمي caudate nucleus
PET
در توموگرافي انتشاري پوزيترون PET نواقص متعددي مشاهده شد اما هيچكدام در همه افراد مبتلا به اوتيسم ديده نمي شود و نتايج در افراد متفاوت هستند.
– در تصوير برداري با 18 فلورين 2 داكسي گلوكز شيار مستقيم جلويي در سمت چپ بزرگتر از سمت راست است كه برعكس آسيمتري موجود در افراد نرمال است .
– در بعضي افراد ميزان متابوليسم گلوكز در كورتكس كالكارين پشتي سمت راست افزايش يافته است در حاليكه ميزان متابوليسم گلوكز در پوتامن پشتي چپ و تالاموس داخلي چپ كاهش يافته است. براي اطلاعات بيشتر به اين مبحث مراجعه نماييد .
SPECT
با اين روش جريان خون ناحيه اي مغز با گزنون 133 اندازه گيري مي شود كه كاهش متابوليسم نيمكره چپ مغز در بعضي افراد ديده شده است.
EEG

– با آنسفالوگرافي اختلال تشنج ، آفازي اكتسابي با تشنج ( سندرم لاندا كلفنر ) ، آنسفالوپاتي نوزادي پاسخ دهنده به بيوتين و حالات مرتبط بررسي مي شود. مشاوره با يك متخصص الكترو انسفالوگرافي كمك مي كند به روش درماني مناسب و متناسب با نوار مغز دست يابيم
– يك آنسفالوگرافي نرمال ابنرماليتي هاي تشنجي را رد نمي كند
– وقتي يك الكترو آنسفالوگرام معمولي شواهد مشخصي از تشنج در يك بيمار مشكوك به تشنج مثل تشنج پارشيال با علائم كمپلكس را مشخص نمي كند اتخاذ روشهاي تخصصي ممكن است به روشن شدن تشخيص كمك كند. اندازه گيري هاي الكتروآنسفالوگرافيك بعد از محروميت از خواب و بعد از تحريك با نور و صدا و حس لامسه با استفاده از ليدهاي نازوفارينژيال و همزمان با مونيتور ويديويي ممكن است كمك كننده باشند.
– بستري در يك بيمارستان براي ارزيابي با مونيتور ويديويي 24 ساعته همزمان با الكتروآنسفالوگرافي و حركت كودك براي چند روز ممكن است در تشخيص يا رد اختلالات تشنجي كمك كننده باشد.
تصوير برداري با راديو ايزوتوپ
بررسي جريان خون موضعي مغز با تكنسيوم m99 كه به اكسيد هگزا متيل پروپيلن آمين (HMPAO) كه يك ماده ليپوفيل است آنوماي هاي متنوعي را نشان مي دهد از جمله كاهش در ورميس ، نيمكره هاي مخچه ، تالاموس ، گانگليون هاي پايه اي و لوبهاي پاريتال و تمپورال . اين يافته ها پيشنهاد مي كند كه يك ابنرماليتي خاص در تمام افراد اوتيستيك ديده نمي شود و ممكن است كلاسهاي بيولوژيكي خاصي با انواع مشخص اختلال جريان خون مغز وجود داشته باشد.
ديگر آزمايشات
– مسموميت با سرب توسط آزمايشات مناسب كنار گذاشته شود
ارزيابي هاي رواني-فيزيولوژيكي
– كودكان به احتمال زياد در دوره تنفسي پاسخهاي خوگيري از خود نشان نمي دهند ، فعالت الكتريكي پوست و وازوكانستريكشن در پاسخهاي تقويت شده ضرباني محيطي بطور مكرر تحريك را در كودكان تيپيك نشان مي دهد.
– كودكان اوتيستيك ممكن است بيش انتخابي شنوايي داشته باشند.
درمان :
مداخلات شديد فردي مشتمل بر رفتار درماني و آموزش و روان درماني ها موثرترين درمان اختلالات اوتيستيك هستند. شروع درمان زودرس در دوران كودكي نتايج مطلوب تري خواهد داشت.
بسياري از درمانها به كودكان اوتيستيك كمك مي كنند. مداخلات متنوعي شامل دست كاري هاي كايروپراكتيك گزارش شده است كه براي اين كودكان مفيد هستند. اما نتايج درماني يك فرد نمي تواند به كليه افراد تعميم داده شود. به هر حال تحقيقات علمي براي بررسي كه آيا درمانها بطور عموم مفيد هستند يا نه . اثرات معكوس مداخلات بايد با فوايد بالقوه مداخلات درماني سنجيده شود. مشخصا” venlafaxine ممكن است در بعضي نوجوانان تهاجم شديد ايجاد مي كند.
رفتار درماني ، گفتار درماني ، فيزيوتراپي
– درمان شامل ارتباط تسهيل شده ، استفاده از key board و تخته حروف و ديگر روشها با كمك يك فرد تسهيل كننده است
– آموزش همگرايي شنوايي ، روشي است كه فرد در آن از طريق گوشي به آهنگها و اصوات از پيش تهيه شده گوش مي كند.
– درمان همگرايي حسي ، درماني است كه كار درمانگران براي رفع مشكلات حسي و حركتي با پايه حسي بكار مي برند.
– گزارش شده است كه فيزيوتراپي به بعضي افراد اوتيستيك كمك مي كند
درمان موثر اختلالات اوتيستيك آموزش اختصاصي است . در حاليكه والدين ممكن است در حال انتخاب روشهاي درماني متعددي باشند همزمان آموزش كودك نيز بايد توسط يك فرد آشنا با اينگونه كودكان انجام گيرد. مداخلات رفتار درمانگرانه بايد در اسرع وقت شروع گردد.
مشاوره ها
1- مشاوره از نظر اختلالات متابوليك
2- مشاوره ايمونولوژيك براي كنار گذاشتن ابنرماليتي هاي سيستم ايمني و در مورد درمانهاي ايمونولوژيك مي بايست فوايد آن با مضرات آن سنجيده شود.
3- مشاوره با متخصصين گوش و حلق و بيني براي بررسي اختلالات سيستم شنوايي و انجام اوديوگرام براي ارزيابي نقص شنوايي
4- مشاوره نورولوژيك براي ارزيابي تيكها و ديگر بيماريهاي نورولوژيك
5- مشاوره نورو سايكولوژي مي تواند در ارزيابي هوش مفيد باشد. نقص در انجام تكاليف ساده و پيچيده بصورت گفتاري و غير گفتاري در آزمون كارتهاي Wisconsin و استانفورد بينه وجود دارد.
تغذيه
– افراد اوتيستيك نياز به سه وعده غذاي متعادل در روز دارند
– مشاوره تغذيه براي افراد مفيد است خصوصا” افرادي كه رژيم فاقد گلوتن و كازئين استفاده مي كنند.
– ويتامين ب 6 و منيزيوم به نظر مي رسند كه در كمك به اينگونه اختلالات مفيد باشند.
فعاليت
– ورزش اغلب براي افراد اوتيستيك مفيد است
– يك برنامه منظم فيزيوتراپي توسط يك فيزيوتراپ ممكن است مفيد باشد.
پيش آگهي
– پيش آگهي افراد اوتيستيك بسيار مرتبط با ميزان هوش افراد اوتيستيك است
– بيماران با عملكرد پايين ممكن است هيچگاه نتوانند مستقل زندگي كنند و نيازمند مراقبين خانگي براي تمام عمر خود هستند
– بيماران با هوش بالا مكن است بطور مستقل زندگي كنند و شغل موفقي داشته باشندو حتي ازدواج كرده و داراي فرزند شوند.
– افراد داري هوش و عملكرد بالا شبيه بيماران آسپرگري هستند كه براي اطلاعات بيشتر به مبحث آسپرگر مراجعه نماييد

– پاتوفيزيولوژي
تحقيقات پيرامون پاتوفيزيولوژي اختلالات اوتيستيك در نيم قرن گذشته ادامه داشته اما علت اصلي بيماري هنوز در پرده ابهام قرار دارد. سه زمينه اصلي مشخص شده شامل مونوآمين ها ( سروتونين (5 هيدروكسي تريپتامين5HT، دوپامين ، نوراپينفرين) و گلوتامات آمينو بوتيريك اسيد و نوروپپتيدها مي باشد .

نقش واسطه هاي شيميايي در بروز اوتيسم
مونوآمين ها
1-سروتونين
نورون هاي سروتونيني بطور وسيعي در سراسر مغز پستانداران گسترده شده است و يكي از اولين نوروتراتسميتر ها در مراحل نموي مغز است و ميزان turn over اين ماده در مغز پستانداران نابالغ immature بسيار بالاتر از ديگر پستانداران است. سروتونين هم نقش اساسي در رشد و نمو به عنوان فاكتور رشد در مغز نابالغ دارد و هم تكثير و بلوغ اعصاب را به عهده دارد. اولين تحقيقات در پاتوفيزيولوژي اوتيسم روي 5HT انجام شده است. در تحقيقات اوليه با اندازه گيري سطح كلي سروتونين در خون اين ظن پديدار شد كه سطح سروتونين در افراد اوتيستيك بالاتر از افراد نرمال است اما بعدها مشخص گرديد كه اين اندازه گيري ها بيشتر از معمول تخمين زده شده بود و شايد به دليل عدم كنترل نژادي و بلوغ جنسي بوده است اما بيشتر مطالعات بعدي اين مطلب را مشخص ساخت كه سطح بالاي ابتدايي سروتونين در كودكان اوتيستيك در طي رشد آنها تمايل به بالا ماندن دارد در حاليكه در كودكان نرمال با افزايش سن تمايل به كاهش دارد. اين نكته مي تواند اشاره به بلوغ غير طبيعي سيستم سروتونيني در كودكان اوتيستيك مي كند. اما دفع ادراري 5 هيدروكسي ايندول استيك اسيد) 5HIAA) كه متابوليت اوليه 5 هيدروكسي تريپتامين 5HT)) مي باشد و غلظت خوني تريپتوفان در كودكان اوتيستيك و نرمال تفاوت بارزي نداشتند.
مطالعات نشان داده اند كه عملكرد 5HT و سطح 5HIAA در مايع CSF تفاوتي بين كودكان اوتيستيك و نرمال نمي كند در مطالعات رفتارهاي نورواندوكرين ها كه در افراد اوتيستيك انجام شده است پيش ماده بلافصل 5HT به نام 5 هيدروكسي تريپتوفان 5HTP)) مورد بررسي قرار گرفته است و ديده شده است پاسخ پرولاكتين به5HTP در كودكان اوتيستيك كمتر از افراد نرمال بوده كه نشان دهنده پاسخ ضعيف مركزي به 5HT مي باشد.
آزاد سازي آهسته پرولاكتين در پاسخ به مصرف 60 ميلي گرم فن فلورامين دهاني در يك بررسي بر روي 7 نفر پسر مبتلا به اوتيسم در مقايسه با افراد نرمال ديده شد . با يك استراتژي ديگر به 17 بيمار بالغ مبتلا به اوتيسم موادي كه باعث كاهش سطح تريپتوفان مي شد و موادي كه باعث افزايش سطح تريپتوفان مي شد تجويز كردند در 11 مورد از 17 بيمار كه سطح خون تريپتوفان آنها بالاتر رفته بود علائم واضح اوتيسم شامل چرخيدن ، آويختگي ، قدم زدن ، بر خوردن به جايي ، خود زني ، حركات دوراني و جنبيدن ،و راه رفتن روي انگشتان پا بروز كرد . در يك مطالعه ديگر با آگونيست رسپتور تريپتامين به نام sumatriptan كه باعث افزايش هورمون رشد مي شود ديده شد كه افراد مبتلا به اوتيسم و آسپرگر افزايش بيشتري در هورمون رشد نشان دادند كه نشان دهنده يك نوع بيش حساسي hypersensitivity به تريپتامين است و در يك مطالعه مرتبط ديگر ديده شد كه حركات تكراري در اين كودكان با بيش حساسي هورمون رشد به sumatriptan ( آگونيست رسپتور تريپتامين) همراه است . در يك مطالعه ديگر نيز مشخص شده است كه دريافت خوراكي Mكلروفنيل پيپرازين سبب افزايش رفتارهاي تكراري و پرولاكتين در بالغين با اوتيسم و آسپرگر مي شود.
در مورد ژن هاي درگير در اوتيسم، ناقل 5HT كه محل عملكرد مهاركننده هاي جذب مجدد سروتونين است كانديد بررسي و مورد توجه قرار گرفته است cookو همكاران اولين كساني بودند كه نقص در قسمت پروموتور ژن ناقل تريپتامين را گزارش نمودند.
تريپتوفان 2و3 داكسيژناز آنزيم محدود كننده كاتابوليسم تريپتوفان است كه به نظر مي رسد نقص ژن اين آنزيم نيز در افراد اوتيستيك وجود داشته باشد. (nabi و همكاران). بررسي هاي اخير در جستجوي ارتباط بين موضوعات اوتيستيك و رفتارهاي اجباري سخت است كه نتايج تشويق كننده اي داشته باشد.
مطالعات تصويري عصبي سيستم 5HT در بيماران اوتيسم كامل شده است و در مطالعه با روشPET با مولكول آلفا متيل ال تريپتوفان (AMT) حاوي كربن 11 در كودكان اوتيستيك پسر ديده شد كه سنتز 5HT در كورتكس فرونتال ، تالاموس و مخچه عدم تقارن بارز داشت ولي در برادر خواهر هاي آنها اين عدم تقارن ديده نشد. محققان نتيجه گرفته اند كه تجمع موضعي 5HT ممكن سبب عصب دهي غير طبيعي و نامربوط يا اختلال كاركرد فيزيولوژيكي اين اعصاب مي شود .
در يك مطالعه ديگر بر روي متابوليسم 5HT مشخص گرديد كه توان سنتز5HT در كودكان تا سن 5 سالگي بيش از 200 درصد بالغين است اما بعد از اين سن كاهش مي يابد ولي در كودكان اوتيستيك توان سنتز اين ماده از سن 2 سالگي به تدريج افزايش مي يابد تا به حد 5/1 برابر بزرگسالان برسد .از اين مطلب اين نتيجه را مي شود گرفت كه مغز انسان در دوران كودكي توان بالايي در سنتز 5HT دارد كه در كودكان اوتيستيك اين توان بنا به دلايلي قطع شده است.
2-دوپامين
آزاد سازي دوپامين (DA) در مغز همراه با اثرات حركتي و شناختي مي باشد. نقش دوپامين بر اساس اثرات داروهاي آنتاگونيست رسپتورهاي D2 در درمان اين گروه از بيماران مشخص شده است. اين گروه از داروها با اثر بخشي روي علائم اوتيسم نظير تهاجم ، رفتارهاي خود آزاري و بيش فعالي در درمان اين بيماران موثر مي باشد.
در مقياس وسيعي تحقيقات روي دوپامين بر روي اندازه گيري متابوليت دوپامين به نام همووانيليك اسيد HVA در ادرار و پلاسما و مايع مغزي نخاعي انجام گرفته است . لازم به ذكر است كه تنها 25% از متابوليت دوپامين در مايع پلاسما ديده مي شود و بنابر اين فقط تغييرات عمده در غلظت دوپامين مايع مغزي نخاعي در مايع پلاسما منعكس مي شود.
در مطالعاتي كه بر روي متابوليسم كاتكولامين ها در 22 كودك اوتيستيك 5 تا 16 ساله با گروه كنترل شده سني و جنسي انجام گرفت تغييرات مشخصي در ميزان دوپامين ادرار ديده نشد.
در مطالعه اي ديگر توسط Mindreaa و همكارانش بر روي سطح پلاسمايي دوپامين و متابوليتش HVA و پرولاكتين در بيماران اوتيستيك و گروه كنترل انجام گرفت تغييرات بارزي يافت نشد.
در مطالعه اي ديگر توسط Martineau بر روي سطح ادراري دوپامين و متابوليتهاي آن شامل HVA و 3 متوكسي تيرامين 3MT و نور اپينفرين و اپي نفرين در 156 كودك اوتيستيك در مقايسه با كودكان هم سن با عقب ماندگي ذهني و كودكان نرمال انجام گرفت. در هر سه گروه متناسب با سن سطوح اين متابوليتها كاهش مي يافت و كاهش بارزي در سطوح دوپامين و متابوليت آن HVA در بيماران درمان شده در مقايسه با بيماران درمان نشده ديده شد . اين محققين ابراز داشتند كه احتمالا” نتايج ناشي از يك نقص در بلوغ سيستم مونوآمينرژيك در بيماران اوتيسم باشد .
چندين مطالعه روي سطح مايع مغزي نخاعي HVA انجام شده است در مطالعه اي كه توسط Gillberg & Svennerholm انجام شده سطح متوسط HVA در مايع مغزي نخاعي تا 50 درصد در كودكان اوتيستيك در مقايسه با كودكان هم سن و جنس آنها
با اختلالات نورولوژيك افزايش يافته است.
اما در يك مطالعه كنترل شده روي HVA مايع مغزي نخاعي در 9 كودك اوتيستيك درمان شده با فن فلورامين سطح نرمال HVA در مايع مغزي نخاعي ديده شد . همچنين Nsarayan و همكارانش نيز سطح نرمال HVA را در مايع مغزي نخاعي يافتند.
در مطالعات متعدد انجام شده روي اندازه گيري HVA در مايع مغزي نخاعي در گروههاي بيماران اوتيستيك تغييرات مشخصي اثبات نشده است
بعضي از مطالعات ژنتيكي روي رسپتورهاي دوپامين صورت گرفته است. در مطالعه اي كه توسط comings و همكارانش بر روي تعدادي از بيماران خصوصا” بيماران اوتيستيك صورت گرفته است ديده شده كه آلل A1 رسپتور D2 رسپتور دوپامين بطور واضحي افزايش يافته است . در يك مطالعه ديگر ژنهاي رسپتور D1 و D5 دوپامين از طريق محدوديت تكثير داخل هسته اي مشكل دار تشخيص داده شدند.
دكتر رابينسون و همكارانش ژن دوپامين بتا هيدروكسيلاز DA B Hydroxilase (DBH) را به عنوان كانديد اتيولوژي بيماري در 37 خانواده با 2 يا بيشتر كودك PDD مورد بررسي قرار دادند. اين آْنزيم دوپامين را به نوراپينفرين كاتاليز مي كند. افزايش تشابهي بين آلل هاي مشابه در برادر خواهرها وجود نداشت اما اين آللها با فركانس بالاتري در مادر آنها با افتادگي در 19 جفت از ژن مربوطه ديده مي شد.
فعاليت دوپامينرژيك از طريق تكنيكهاي تصوير برداري عصبي با استفاده از PET و نشانگر فلورودوپا FDOPA انجام شده است .
ارنست و همكارانش اين روش را بر روي 14 كودك 8 پسر و 6 دختر اوتيستيك در مقايسه با 10 كودك نرمال جهت كنترل انجام دادند در گروه كودكان اوتيستيك تجمع FDOPA در كورتكس فرونتال قدامي و مياني بطور واضحي تا 39% كاهش يافته است .
در يك مطالعه ديگر روش PET بر روي 6 كودك 3 تا 5 ساله با اوتيسم كه با 6R-L-erythro-5,6,7,8-tetrahydrobiopterin (R-BH4) درمان شده بودند انجام گرديد . اين آنزيم يك كوفاكتور براي تيروزين هيدروكسيلاز در مسير بيوسنتز كاتكولامين هاست. محققين در صورتي كه سطح پايين نسبي R-BH4 در مايع مغزي نخاعي مي يافتند انجام مي دادند. پيش از درمان PET ميزان افزايش يافته اي از DA D2 Receptor در هسته دمي caudate nucleus و پوتامن در كل ديده شد . بعد از درمان يك كاهش 10 درصدي در رسپتورهاي D2 دوپامين ديده شد و علاوه بر اين سطح مايع مغزي نخاعي R-BH4 بطور واضحي افزايش يافت .
3- نوراپينفرين( NE)
نور اپينفرين با برانگيختگي ، حافظه ، اضطراب ، و فعاليت اتونوميك همراه است. اين نورو ترانسميتر از دوپامين ساخته مي شود و به وانيل مندليك اسيد VMA در محيط و به 3 متوكسي 4 هيدروكسي فنيل گليكول MHPG در مايع مغزي نخاعي تبديل مي شود.
سطح خوني نوراپينفرين و متابوليتهاي آن با سطح آن در مايع مغزي نخاعي همخواني دارد . در مطالعاتي كه بر روي كودكان اوتيستيك با اندازه گيري متابوليتهاي نور اپينفرين MHPG و VMA انجام گرديده است تغيير واضحي بين كودكان اوتيستيك و نرمال ديده نشده است.
4- گلوتامات و گابا
گلوتامات ، نوروترانسميتر آمينو اسيدي تحريكي است كه با غلظت بالايي در سراسر مغز ديده مي شود. تصور مي شود كه اين نوروترانسميتر بطور قاطعي در شكل پذيري و اعمال شناختي بالاتر نقش دارد. رسپتورهاي گلوتامات به انواع متابوتروپيك و اينوتروپيك تقسيم مي شوند. رسپتورهاي اينوتروپيك به سه خانواده تقسيم مي شوند. N-Methyl-D-aspartate(NMDA) و Alpha-amino-3-hydroxy-5-methyl-4-isoxazole propionic acid(AMPA) و Kinate
بسياري از محققين تصور مي كنند كه بد عملكردي گلوتامات ممكن است علت اوتيسم باشد.
GABA نوروترانسميتر آمينواسيدي ديگري در مغز است كه نوروترانسميتر مهاري اوليه در مغز محسوب مي شود. اين ماده از گلوتامات بوسيله گلوتاميك اسيد دكربوكسيلاز(GAD) توليد مي شود محققين تصور مي كنند كه گابا نقش اساسي در پاتوفيزيولوژي اوتيسم دارد. عليرغم نقش مهمي كه اين نوروترانسميتر ها مي توانند داشته باشند اما تعداد اندكي تحقيق در اين زمينه انجام شده است .
تعدادي از گزارشات نشان دهنده سطح افزايش يافته گلوتامات در بيماران اوتيسم و ديگر انواع PDD مي باشند.
در تحقيقي كه توسط Aldred و همكارانش انجام شد در نمونه هاي 23 بيمار مبتلا به اوتيسم و آسپرگر با سن 4 تا 29 سال در مقايسه با 55 عضو خانواده آنها ( 32 والد و 23 خواهر برادر) غلظت اسيد آمينه هاي خون از جمله گلوتامات ، فنيل آلانين، ليزين و آسپارژين بطور بارزي در بيماران و خانواده هاي آنها بالاتر از گروه كنترل همسن آنها بود. سطوح گلوتامين بطور بارزي پايين تر بود.
در مطالعه اي ديگر آمينو آسيدهاي 14 كودك اوتيستيك زير 10 سال اندازه گيري شد و با گروه هم سن و هم جنس خود مقايسه شدند. در اين مطالعه آسپارتات بالاتر و گلوتامين و آسپارژين پايين تر از گروه كنترل بودند.
اما در آناليزهاي ديگر اين مطلب ثابت نشد در مطالعه اي توسط Rolf و همكارانش بر روي 18 نمونه پلاسماي حاوي پلاكت كودكان اوتيستيك سنين 8 تا 14 ساله گلوتامات و آسپاراتات كاهش يافته بودند و سطوح گلوتامين و گابا نيز كاهش يافته بودند . اما در مطالعه اي ديگر توسط Dhossche خلاف اين مطلب ثابت شد
نتيجه اينكه اندازه گيري هاي آمينو اسيدهاي خون محيطي نتايج همگوني نداشته اند و قابل استناد نيستند و علل آن مي تواند تعداد نمونه هاي اندازه گيري شده ناچيز و روشهاي متفاوت اندازه گيري و احتمالا” دارو درماني در بيماران قبل از آزمايش است.
مطالعات ژنتيكي روي سيستم گلوتامات و گابا در بيماران اوتيستيك انجام شده است .jamain و همكارانش نشان دادند كه ژن رسپتور اينوتروپيك كينات2 گلوتامات (GRIK2) يا ژن رسپتور 6 گلوتامات (GluR6) در بيماران اوتيستيك داراي عدم تعادل است و يك انتقال زيادي مادري GRIK2 ديده مي شود و جالب اينكه اين عدم تعادل در انتقالGRIK2 در بيماران اسكيزوفرني نيز ديده مي شود . در مطالعه اي ديگر توسط shuang و همكارانش در چين روي 174 مورد سه قلو ها GRIK2 در روي ناحيه 6q21 قرار داشته و به عنوان منطقه مستعد كننده به اوتيسم شناخته شده است .
GAD1 پروتئين 67 كيلو دالتوني گلوتاميك اسيد دكربوكسيلاز (GAD67) كه آنزيمي مهم در تبديل گلوتامات به گابا GABA است را كد گذاري ميكند . به عنوان يك دكربوكسيلاز اين آنزيم نياز به ويتامين ب6 به عنوان كوفاكتور دارد كه بعضي ها تصور مي كنند در درمان اوتيسم نقش دارد. اين كدگذاري در كروموزوم 2q رخ مي دهد كه ارتباطي با چندين طيف وسيع ژنها دارد . مطالعاتي هم روي ژنها بعد از مرگ مبتلايان به اوتيسم انجام شده است از مجموع مطالعات اينچنين بر مي آيد كه ژنها و پروتئين هاي در گير در عملكرد گلوتامات و GABA ممكن است در مبتلايان به اوتيسم غير نرمال باشند اما نتايج قطعي ابراز نشده است.

نوروپپتيدها
اكسي توسين و وازوپرسين
پپتيدهاي 9 اسيد آمينه اي اكسي توسين (OT) و وازوپرسين (AVP) در بروز رفتارهاي اجتماعي در پستانداران نقش دارند. اين نوروپپتيدها در هيپوتالاموس ساخته مي شوند و از قسمت پشتي هيپوفيز ترشح مي شوند و تنها در پستانداران وجود دارندو فقط در 2 اسيد آمينه با هم متفاوتند. رسپتورهاي اين پپتيدها در سراسر دستگاه ليمبيك و قسمت قدامي مغز و در ساقه مغز در مراكز اوتونوميك يافت مي شوند . نقش تنظيم كننده اين نوروپپتيد ها در تنظيم رفتارهاي پستانداران زمينه بررسي در مورد يافتن پاتوفيزيولوژي بيمارن PDD را گشوده است. حذف OT در موشها سبب نقص فعاليتهاي اجتماعي با دست نخوردگي در شناخت عمومي و سيستم بويايي مي شود .OT سبب تقويت روابط جفتي و انفوزيون آنتاگونيست اكسي توسين در هسته هاي تكيه ايaccumbense سبب مهار شكل گيري فرايند جفت يابي در موشهاي صحرايي دشتها مي شوند . در موشها وازوپرسين سبب تسهيل حافظه اجتماعي و در موشهاي صحرايي نر اين نوروپپتيد سبب تقويت حس جفت يابي مي شود.
اين نظريه كه در معرض قرار گرفتن نوزادان به اكسي توسين در جريان القا زايمان سبب تنظيم معكوس(Down regulation) رسپتورهاي اين ماده مي شود در دو مطالعه جداگانه بر روي كودكان PDD و با اختلالات گفتاري اوتيسم اثبات نگرديد. اما در دو مطالعه جداگانه با اندازه گيري سطح خون محيطي اكسي توسين مشخص گرديد كه سطح اين ماده كاهش يافته است اما در مطالعه دوم سطح خوني پيش ساز اكسي توسين كه در سه اسيد امينه آخر در مولكول متفاوت است افزايش يافته است و اين مطلب با توجه به تاثير اكسي توسين در بروز رفتارهاي اجتماعي در پستانداران سبب اين نظريه شده است كه ممكن است نقص يك تبديل كننده در مسير سنتز اكسي توسين سبب كاهش غلظت اين ماده در خون محيطي مي گردد . اما در يك مطالعه كه در آن به 9 بالغ مبتلا به اوتيسم و 6 بالغ مبتلا به آسپرگر مورد آزمايش با انفوزيون اكسي توسين قرار گرفتند و از لحاظ رفتارهاي تكراري و يا اجتماعي بررسي شدند ولي هيچ تغيير بارزي ايجاد نشد كه بدين ترتيب تاثير اكسي توسين در رفتارهاي اجتماعي را زير سوال ميبرد.
بررسي هاي رفتارهاي اجتماعي نامطلوب در افراد PDD هنوز با شواهد اپيدميولوژيك ، نوروشيميايي و درماني و ژنتيكي جمع آوري شده از اثرات اكسي توسين و وازوپرسين قابل استناد نيستند. مطالعات آينده مي بايست روي سطح خوني اين ماده در مغز تمركز كنند و بر علت يابي تاثير متفاوت اين مواد بر جنس پستانداران سطح پايين تر تمركز كنند.
اپيوئيدها
چندين مطالعه روي كودكان اوتيستيك بر بد تنظيمي اپيوئيدها به عنوان اتيولوژي بيماري در افراد PDD انجام شده است. علائم ناشي از اين بد تنظيمي را شامل افزايش آستانه درد، علاقه كم به تعاملات اجتماعي و اپيزودهاي بيش فعالي مي دانند. اين يافته ها در كودكان حيواناتي كه اپيوئيد دريافت كرده اند ديده مي شود. سيستم اپيوئيدي انسان با محور هيپوتالاموسي _هيپوفيزي _آدرنال و ديگر نوروپپتيد ها مرتبط است. زيرا بتا اندورفين درست در همان زمان ترشح كورتيكوتروپين (ACTH) از هيپوفيز قدامي ترشح مي شود. اين حالت به اين علت اتفاق مي افتد كه اين هورمون هاي پپتيدي بطور اوليه قسمتي از همان پيش هورمون هستند.
ارزيابي اين پپتيدها در خون و مايع مغزي نخاعي و ادرار بيماران PDD نتايج متفاوتي داشته است. بعضي نتايج افزايش و بعضي كاهش و بعضي نسبت به گروه كنترل بدون تغيير بودند.
در مطالعاتي كه بر روي اثر naltrexon كه يك آنتاگونيست اپيوئيدهاست بر روي كودكان PDD انجام شده است نتايج متضادي داشته است و اندازه گيريهاي بتا اندورفين ها نيز نتايج همگوني نداشته است.
نتيجه اينكه سيستم اپيوئيد اندوژن و اگزوژن در بيماران PDD نياز به مطالعه بيشتري دارد و اين نظريه را ايجاد كرده است كه سطح خوني بتا اندورفين ممكن است به تنهايي سبب بيماري نشود اما اثر متقابل اپيوئيدها با ديگر نوروترانسميترها نظير 5HT ،DA نوراپي نفرين و گلوتامات و يا سيستم گابا باعث بروز علائم رفتاري افراد PDD ميشود. رفتار نهايي اپيوئيدها در پاتوفيزيولوژي PDDها ممكن است از مهار فعاليت اكسي توسين ناشي شود چنانچه در موشها ديده شده است. در نهايت مطالعه بسياري براي درك تعامل سيستم اپيوئيدها با نوروترانسميترهاي معمولي وبا ديگر نوروترانسميترها نياز است.

كورتيزول/ACTH
سطوح هورمونهاي قسمت قدامي غده هيپوفيز و ACTH و محصولات غده آدرنال در بيماران PDD براي ارزيابي محور HPA بررسي شده است اما نتايج مانند گذشته متناقض بوده است. در يك مطالعه بر روي 36 كودك اوتيستيك سطح بالاي ACTH همراه با سطح پايين كورتيزول گزارش شده است كه به اين تضادها بيشتر دامن مي زند و در مطالعه اي ديگر بر روي سطح سيركادين هورمون كورتيزول تفاوتي با گروه كنترل نداشته اند.
ملاتونين
اين نظريه قبلا” داده شده است كه ترشح بيش از حد ملاتونين از غده پينه آل ممكن است مسئول تاثير روي محورHPA باشد كه بنابراين ممكن است به يك فنوتيپ رفتاري شبه اوتيستيك فرد را هدايت كند. اين تئوري از آنجا بروز كرد كه ديده شد در حيوانات ملاتونين افزايش يافته سبب كاهش ترشح هورمون آزاد كننده كورتيكوتروپينCRP مي شود اين خود سبب كاهش ترشح ACTH و بتا اندورفين شده در حاليكه با يك مكانيسم ناشناخته سبب افزايش 5HT در كل مغز مي شود. در يك مطالعه روي 16 كودك PDD براي ارزيابي سطح 24 ساعته ملاتونين گزارش شد كه سطح متوسط آن نسبت به افراد نرمال تغييري نداشته است اما تمايل به كاهش در پيك شبانه در بيماران اوتيستيك دارد. نقش دقيق ملاتونين همچنان نامعلوم مانده و شواهدي وجود دارد كه به نقص اوليه ملاتونين اشاره مي كنند.
سكرتين
گرچه نقش سكرتين در سيستم گوارشي شناخته شده است اما نقش آن به عنوان نوروپپتيد هنوز در پرده ابهام است . گرچه گزارشات ابتدايي از اثر بخشي اين هورمون در درمان بيماران اوتيستيك حكايت داشتند اما مطالعات كنترل شده اين اثر بخشي را تاييد نكردند.
شواهد اخيري از خواص نورواكتيو سكرتين مشخص گرديده است. در نمونه هاي انساني و موشي و نمونه هاي موشي به تنهايي واكنش ايمني سلولهاي پوركنژ مخچه و هسته مركزي مخچه و سلولهاي پيراميدال كورتكس حركتي و نورونهاي حسي اوليه و ساقه مغز نشان داده شده است.
يك مطالعه ديگر بر روي موشها كدگذاري mRNA براي رسپتورهاي سكرتين در بين نورونهاي مخچه اي GABA انجام شده است.
با اين مطالعه پذيرفته شده است كه سكرتين ممكن است توسط سلولهاي پوركنژ مخچه ترشح شود و سپس به صورت پيامبر برگشتي تعديل كننده فعاليت GABA عمل مي كند. واضح است كه احتمالا” سكرتين اثر نورواكتيو دارد ولي اثر بالقوه اين هورمون در پاتوفيزيولوژي PDD بسيار كم شناخته شده است و نقش آن در درمان اثبات نگرديده است.
هورمون تيروئيد
هورمون محرك تيروئيد كه توسط غده هيپوفيز ترشح مي شود در چندين مبتلا به اوتيسم اندازه گيري شده است اما در مقايسه با افراد نرمال تغيير نداشتند.

ديگر هورمونهاي غده هيپوفيز
هورمون رشد ، پرولاكتين ، LH و FSH در كودكان اوتيستيك تفاوتي با افراد نرمال نداشته است
ديگر نوروپپتيدها و نوروتروپينها
يك آناليز جديد نوروپپتيدها و نوروتروپينها از نمونه هاي فريز شده خون نوزادان تشخيص داده شده به عنوان PDD (N=63) در مقايسه با عقب ماندگان ذهني بدون اوتيسم ( 54 نفر ) و فلج مغزي ها (63 نفر ) و افراد نرمال (54 نفر) و تعدادي از نوروپپتيدها در كودكان عقب مانده ذهني و PDD بالاتر از نرمال بودند غلظت پپتيد وازواكتيو روده اي(VIP) و پپتيد مرتبط با ژن كلسيتونين (CGRP) و فاكتور نوروتروپيك مشتق شده از مغز (BDNF) و نوروتروفين 5/4 بطور بارزي در كودكان PDD و عقب مانده بالاتر از نرمال بودند اما تغييري بين افراد PDD و عقب مانده ذهني غلظت ماده P ، پلي پپتيد فعال كننده آدنيلات سيكلاز (PACAP)
فاكتور رشد عصب(NGF) و نوروتروفين 3 ديده نشده است و در تمام گروه ها مشابه بودند. در يك مطالعه ديگر سطح مايع مغزي نخاعي فاكتور نوروتروفيك و فاكتور1 رشد شبيه به انسولين در 11 كودك اوتيستيك و 11 بيمار كنترل ناتوان هم سن مشابه بودند.
هنگاميكه نمونه هاي نوزادان ممكن است براي PDD اختصاصي نباشد اما اين نكته را اشاره مي كنند كه بد تنظيمي نوروپپتيد-نوروتروفين ها مغز را به سمت بروز PDD هدايت مي كند.
نتيجه
در مطالب گذشته مواد نوروشيميايي موثر در پاتوفيزيولوژي اوتيسم با تمركز بر مونوآمين ها (5HT,DA,NE) و سيستم گابا/گلوتامات و نوروپپتيدها با ارجحيت بررسي مونوآمين ها مورد بررسي قرار گرفتند.بيشتر مطالعات در اندازه گيري پايه اي آنها در پلاسما ، ادرار و مايع مغزي نخاعي منفي بودند. يك استثنا در بالا بودن سروتونين سطح سرمي خون كامل بود كه در مطالعات متعدد اثبات گرديد. اما علت زمينه اي آن نامشخص است . تغييرات رفتاري ناشي از سيستم مونوآمين ها بطور اوليه ناشي از 5HT است كه بطور مشخص در افراد اوتيستيك ديده مي شود هرجند اين مطلب بطور مكرر اثبات نشده است. مطالعات اوليه با روش PET روي سيستم 5HT وDA يافته هاي بالقوه مهمي را مشخص ساخته است. براي يافتن علت اين گونه بيماريها بكارگيري روشهاي تصوير برداري همزمان با مطالعات نوروشيميايي و ژنتيك در مطالعات آينده بسيار مهم مي باشد.